سديد الدين محمد عوفى

450

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بار هم . وزير چون جد و جهد « 1 » و عزم پادشاه بديد خدمت كرد و انصاف داد و به خطاى خود اعتراف نمود و بدانست كه اگر « 2 » عزم پادشاهان بانفاذ قرين نبود « 3 » عروس ملك از زيور خالى ماند . حكايت ( 9 ) [ قصه معتصم كه به نجات زنى در عموريه شتافت و قصيده‌اى كه ابو تمام در مدح او سرود . ] آورده‌اند كه وقتى صاحب بريد در بند « 4 » روم « 5 » به امير المؤمنين معتصم نوشته بود كه بوقليس كه ملك عموريه « 6 » است از بلاد روم عورتى مسلمان و علوى رانكال و « 7 » عبرت مىكرد و « 8 » آن عورت مىگفت : وا محمداه ، وا معتصماه . بوقليس بر سبيل طنز مى « 9 » گفت كه « 10 » همين ساعت معتصم بر اسبى « 11 » ابلق نشسته است و حمله خواهد كرد و ترا از دست من بخواهد « 12 » ستدن « 13 » . پس « 14 » آن زن را در چاهى محبوس كردند « 15 » . ناقلان چنين نقل كرده‌اند كه آن « 16 » ساعت كه « 17 » معتصم اين قصهء دردآميز « 18 » بخواند « 19 » شرابدار قدح شراب آورده بود كه شرب نمايند « 20 » . چون آن را « 21 » بشنيد « 22 » فرياد از نهاد او برآمد و آتش سينه آب « 23 » به ديده رسانيد « 24 » و آب از ديده بر سينه چكانيد و به درد دل و سوز سينه گفت : لبيك اى پير زن به خداى كه معتصم به هيچ تمتّع مشغول نشود و نخسبد « 25 » تا انصاف تو باز « 26 » طلبد « 27 » . پس شرابدار را « 28 » فرمود كه آن قدح « 29 » را « 30 » مهر كن كه

--> ( 1 ) متن : عد ، مپ 2 - جد و جهد ( 2 ) مپ 2 + نه ( 3 ) مپ 2 : بود ( 4 ) مج + و ( 5 ) متن و مپ 2 + در دور خود ( 6 ) متن : عمور ( 7 ) متن : زادگان را ، مپ 2 - نكال و ( 8 ) متن و مپ 2 - و ( 9 ) مج - مى ( 10 ) مج - كه ( 11 ) مج : اسب ( 12 ) مج 2 : بخواهد ( 13 ) مپ 2 : ستد ، مج : بستد ( 14 ) مپ 2 : و ( 15 ) مج : كرد ( 16 ) مپ 2 : چون ( 17 ) مپ 2 - ساعت كه ( 18 ) متن و مپ 2 - دردآميز ( 19 ) متن : برخوانده ( 20 ) مپ 2 : كه بخورد ، مج - شرابدار . . . نمايند ( 21 ) مپ 2 - را ( 22 ) مج - چون آن‌را بشنيد ( 23 ) مج - آب ( 24 ) مپ 2 - و آتش سينه . . . رسانيد ( 25 ) متن و مج - نخسبد ( 26 ) مج - باز ( 27 ) مج : نطلبد ( 28 ) متن - را ( 29 ) مج + شراب ( 30 ) مج + كه در دست داشت