سديد الدين محمد عوفى
442
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
سخن آنست كه او را به قلم زرين « 1 » به روى « 2 » صفحات خود نويسند « 3 » ، چه « 4 » تمامت ملكدارى و پادشاهى درين يك كلمهء لطيف تقرير كرده است « 5 » . بيت « 6 » ملك و دولت نصيب كاهل نيست * عّز و رفعت قرين « 7 » جاهل « 8 » نيست حكايت ( 3 ) [ وصيت نظام الملك در ملازمت همت بلند . ] آوردهاند كه چون نظام الملك را وقت رفتن از دنيا « 9 » آمد وصيتنامه نوشت « 10 » و اين كلمه را در آنجا تضمين « 11 » كرد عليكم بالهمّة فانّها لا منبع الجّد و الجدّ لا يتأخر عن الجاه گفت بر شما باد كه همت بلند را شعار خود سازيد ، كه همت منشأ جد است و هر كجا كه جد و جهد سراپرده زد دولت و اقبال در سايهء او اقبال « 12 » نمايد چنانكه گفتهاند : بيت هر كه او تخم كاهلى كارد * كاهلى كافريش بار آرد حكايت ( 4 ) [ خروج محمد بن عبد الله علوى بر منصور و شتاب ربيع حاجب به جهت تدارك و دريافت آن مهم . ] امير المؤمنين منصور روزى قيلوله مىكرد « 13 » و غلامى ترك « 14 » خمار « 15 » نام بر در خيش خانه « 16 » نشسته بود ، ربيع حاجب بيامد و خريطهء به مهربه « 17 » دست او بود . گفت : مىخواهم كه امير المؤمنين را ببينم ، چه مهمى است . آن غلام گفت كه اين ساعت آسايش كرده است چهگونه « 18 » يارم « 19 »
--> ( 1 ) متن و مپ 2 - زرين ( 2 ) بنياد : بر ( 3 ) مج - حق اين سخن . . . نويسند ( 4 ) مج و بنياد : و ( 5 ) مج : كردهاند ( 6 ) مج : نظم ( 7 ) مج : قريب ( 8 ) متن و مپ 2 : هامل ، مج : كاهل ( 9 ) مپ 2 - از دنيا ، مج نزديك ( 10 ) مج و بنياد + به جهت پسر خود را ( 11 ) متن و مپ 2 : نظم بنياد : تصميم ( 12 ) مج : اقامت ( 13 ) مپ 2 و مج : كرده بود ( 14 ) مج : غلام تركى ( 15 ) متن و مپ 2 : حهار ، مج : حماد ( 16 ) مج - خيش خانه ( 17 ) مج در ( 18 ) مپ 2 - چهگونه ( 19 ) مپ 2 : نيارم