سديد الدين محمد عوفى
513
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
تنگدل به غزنين آمدم « 1 » و در كاروانسرايى نزول كردم و جامه بشستم و به گرمابه رفتم . روزى به در سراى خواجه ابو العباس « 2 » از دور ايستاده بودم « 3 » و چون « 4 » خواجه « 5 » از سراى برون آمد نظر بر من « 6 » انداخت و مرا بشناخت . سوارى به نزديك من فرستاد « 7 » و از من پرسيد كه تو ابو صالح « 8 » خياط هستى « 9 » ؟ گفتم : بلى « 10 » هستم . سوار باز آمد و « 11 » مرا ببرد و به جايگاهى نيكو بنشاند و خواجه را اعلام داد . خواجه « 12 » چون از بارگاه « 13 » بازگشت و مصالح خلق را كفايت كرد « 14 » خادمى بيامد و مرا به خدمت « 15 » برد و چون خواجه مرا بديد « 16 » خدمت كردم و پوزش نمودم « 16 » . به بشاشتى هر چه تمامتر جواب من باز داد و گفت : نكو كردى كه حق صحبت « 17 » بگزاردى و حسن عهد به جاى آوردى « 18 » و مرا فراموش نكردى . پس مرا كنار گرفت و « 19 » در پيش خود بنشاند « 20 » و از « 21 » اهل و فرزند مرا پرسيد و من خدمت كردم « 22 » و از احوال خود او را اعلام دادم . فرمود تا از بهر من حجرهاى ترتيب دادند و فرش و اوانى مهيا كردند . چون يك روز آنجا ببودم « 23 » روز ديگر خادمى بيامد و پنج هزار درم و پنج پاره جامه « 24 » پيش من آورد و
--> ( 1 ) مپ 2 : پس بدانجا رفتم ( 2 ) مپ + رفتم و ( 3 ) مج : بايستادم ، مپ 2 - به در سراى . . . بودم ( 4 ) مپ 2 - و چون ( 5 ) مپ 2 + ابو العباس ( 6 ) متن - من ( 7 ) مپ 2 : كس فرستاد ( 8 ) مج : درزى ( 9 ) مج + من ( 10 ) مپ 2 و مج - بلى ( 11 ) مج : سوار را بر راه كرده ( 12 ) مپ 2 - سوار باز آمد . . . داد چون ( 13 ) مپ 2 - چون از بارگاه ( 14 ) مپ 2 - و مصالح خلق را كفايت كرد ، مج + و بارگاه خالى شد ( 15 ) مج + خواجه ، مپ 2 + او ( 16 ) مپ 2 : چون برفتم ، متن + من مپ 2 و مج - و پوزش نمودم ، متن و مپ 2 + خواجه ( 17 ) مج + را ( 18 ) مپ 2 - و حسن عهد به جاى آوردى ( 19 ) متن - كنار گرفت ( 20 ) مپ 2 - پس مرا كنار . . . بنشاند ( 21 ) مپ 2 + احوال و ( 22 ) مپ 2 - من خدمت كردم ( 23 ) مپ 2 - چون يك روز آنجا ببودم ( 24 ) متن و مپ 2 + در