سديد الدين محمد عوفى

514

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بسيار عذر خواست و هر شب مرا بخواندى « 1 » و در پيش خود بنشاندى و از من حكايت « 2 » پرسيدى « 3 » . چون هفته‌اى برآمد شبى « 4 » مرا بخواند و گفت « 5 » : راست بگوى « 6 » آن دوستر دارى كه اينجايگه « 7 » مقام كنى يا آن كه بازگردى ؟ اگر اين جايگه « 8 » مقام « 9 » خواهى كرد « 10 » تا اسباب تو بسازم و « 11 » بفرستم تا « 12 » بنهء ترا نقل كنند و بياورند « 13 » و اگر بخواهى رفت « 14 » تا استعداد رفتن تو مهيا كنم « 15 » . پس خدمت كردم و گفتم : اگرچه همه سعادت‌ها در بارگاه « 16 » صاحب است و لكن مردم را « 17 » از زاد و بوم خويش نشكيبد « 18 » . پس وزير « 19 » فرمود كه فردا بامداد « 20 » كار « 21 » تو « 22 » ساخته گردانيم تا به روى . روز ديگر هزار دينار سرخ « 23 » به نزديك من فرستاد و به جهت دو پسر من « 24 » هر يك « 25 » صد دينار و به جهت چهار دختر من « 26 » هريك پنجاه « 26 » دينار و به جهت « 27 » عيال من « 28 » سه تا دييا و ده تا عتابى « 29 » و دستارهاى خز و شارهاى « 30 » لعل « 31 » فرمود تا به « 32 » دوستان راه آورد « 33 » دهم « 34 » . و بدين اكرام و انعام مراجعت كردم و از حسن عهد آن صدر نيكو خلق كريم طبع با ثروت و غنى گشتم « 35 » .

--> ( 1 ) مپ 2 - و هر شب مرا بخواندى ( 2 ) مج + ها ( 3 ) مپ 2 - و در پيش خود . . . پرسيدى ( 4 ) مپ 2 : چون روزى چند آنجا ببودم ( 5 ) مج + اكنون ( 6 ) متن و مپ 2 و مج + كه ( 7 ) مپ 2 و مج : اين‌جا ( 8 ) مج : اين‌جا ( 9 ) مپ 2 - مقام ( 10 ) مپ 2 : بود ( 11 ) مپ 2 - اسباب تو بسازم و ( 12 ) مج : و ( 13 ) مج - و بياورند ( 14 ) متن : رفتن ( 15 ) مپ 2 - و اگر بخواهى . . . كنم ( 16 ) مج : در خدمت درگاه ( 17 ) مج - را ( 18 ) مج : بود چون شكيبد ( 19 ) مپ 2 - وزير ( 20 ) مپ 2 - بامداد ( 21 ) مج - كار ( 22 ) مپ 2 و مج - را ( 23 ) مج - سرخ ( 24 ) مپ 2 - من ( 25 ) مج + را ( 26 ) مج : مرا ( 27 ) مپ 2 : به جهت دختران دويست مپ 2 - به جهت ( 28 ) مپ 2 - و به جهت عيال من ، مج : مرا ( 29 ) متن و مج : عنابى ( 30 ) متن و مپ 2 : شعرها ( 31 ) بنياد : و ديگر راه آورد ( 32 ) مپ 2 : تا اين را به جهت ( 33 ) مج : راه آورده ( 34 ) مپ 2 : دهى ( 35 ) مج : و غنا بازگشتم