سديد الدين محمد عوفى

512

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

خواستم « 1 » و گفتم : دل مشغول مدار « 2 » كه او مهترى بزرگ است و بىشك احسان در حق تو « 3 » به‌جاى آرد ، و دينار زر از دستارچه بيرون آوردم و گفتم : اين را بستان و « 4 » زاد راه كن و مرا بحل كن « 5 » . آن پير زر بستد و گفت : من « 6 » نه گدايم ، و از تو طمعى ندارم ، « 7 » و تو به جاى من چه كرده‌اى كه ترا بحل كنم « 8 » . پس از پيش من برفت و بعد از پنج « 9 » شش ماه روزى من با « 10 » متولّى « 11 » مدرسه « 12 » نشسته بودم پير را ديدم كه بيامد ، دو غلام « 13 » صاحب جمال با او بودند و سلام كردند . من ايشان را جواب دادم و لطف « 14 » نمودم « 15 » و از حال او پرسيدم . گفت : بدان كه چون از پيش تو برفتم با خود انديشه كردم كه آن مرد راست مىگويد و اين نه « 16 » وسيلتى است كه من خود را بدان سرگردان كنم « 17 » ، و چندين مسافت قطع كردم « 18 » باشد كه خواجه مرا نشناسد و نيز چون من او را در حالت قلت و مقام ذلت ديده باشم از آشنايى من احتراز كند . پس « 19 » عزم كردم كه به بخارا مراجعت كنم ، اما « 20 » باز گفتم كه اين « 21 » صواب نيست كه « 22 » بيشترين « 23 » راه آمده‌ام ، به غزنين روم و بدان جايگاه پنج شش ماه « 24 » خياطت بكنم و از مزد كار درمى چند بدست آرم و اولاد خود از راه آوردى « 25 » خرم و شادمان گردانم « 26 » . پس همچنين نوميد و

--> ( 1 ) مپ 2 - و از وى عذر خواستم ( 2 ) مپ 2 : خوش دار ( 3 ) مج : در حق تو احسانى ( 4 ) مپ 2 - بستان و ( 5 ) مج - و مرا بحل كن ( 6 ) متن - من ( 7 ) مج : نداشتم : مپ 2 : گفت ترا بحل كردم ( 8 ) مپ 2 - و تو به جاى . . . كنم ( 9 ) مپ 2 : پنج ( 10 ) مپ 2 : در ( 11 ) مپ 2 - متولى ( 12 ) متن : مسجد ، مپ 2 : مسجدى ( 13 ) مج : و غلامى دو ( 14 ) مج : بر اثر ( 15 ) مپ 2 - من ايشان را جواب دادم ( 16 ) مج : او را تبجيل ( 17 ) مپ 2 - و لطف نمودم ( 18 ) متن - نه ، مپ 2 : اين را نه ، مج : سهل ( 19 ) متن و مج : پريشان كردم ( 20 ) مپ 2 - كه من خود را بدان . . . من احتراز كند پس ( 21 ) مپ 2 - اما ( 22 ) مپ 2 - اين ، مج : اكنون ( 23 ) مج : چه ( 24 ) مج : بيشتر ( 25 ) مپ 2 - بدان جايگاه پنج شش ماه ( 26 ) مج - اولاد خود از راه آوردى مپ 2 - و اولاد خود . . . گردانم ، مج : و بازگردم