سديد الدين محمد عوفى
63
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
كردم و گفتم خداوندا ترا بندهاى از من گنهكارتر نيست « 1 » ، و مرا از فضل چاكرى مجرم « 2 » تر نيست « 3 » ، من از فضل عفو كردم ، تو نيز به « 4 » فضل خود « 5 » از من عفو كن . بعد از آن فضل « 6 » ايمن و خرم مدتى مديد در كنف دولت مأمون روزگار خوش گذرانيد و كمال عفو و مرحمت مأمون درين اغماض ظاهر گشت . [ دست يافتن مأمون بر ابراهيم مهدى و مشورت با حميد طوسى و احمد ابو خالد در باب او ] حكايت ( 17 ) آوردهاند كه چون امير المؤمنين مأمون بر عمّ خود ابراهيم مهدى قادر شد و او را بهدست آورد و محبوس و مقيد گردانيد ، مشاورت كرد در كشتن او با حميد طوسى . او « 7 » گفت : يا « 8 » امير المؤمنين كراهيت مىدارم كه مردمان گويند مأمون از بهر پنجروزه « 9 » ملك عاريتى عمّ خود را بكشت . وى را بازگردانيد و « 10 » ديگر روز با احمد ابو خالد خلوتى كرد و « 11 » هم درين معنى با وى مشاورت « 12 » كرد . احمد گفت : يا امير المؤمنين ؛ اگر تو او را بكشى خود را درين باب همتاى بسيار يا بى ، كه پادشاهان بر چنين گناهان « 13 » رسم سياست اقامت نمودهاند « 14 » . اما اگر « 15 » عفو كنى ، خود را درين « 16 » زمانه نظير نيابى . اكنون رأى امير المؤمنين عالىتر . مأمون گفت : از عم خود ابراهيم عفو كردم و آنچه از وى در وجود آمد « 17 » درگذاشتم « 18 » ، و اين « 19 » دوستر « 20 » دارم كه در ابواب كرم و
--> ( 1 ) متن و مپ 2 و بنياد - پس گفت كه اين . . . تر نيست ( 2 ) متن : محروم ( 3 ) مپ 2 - و مرا از فضل چاكرى مجرمتر نيست ( 4 ) متن و مپ 2 و بنياد : اى ( 5 ) متن و مپ 2 و بنياد - خود ( 6 ) مج - فضل ( 7 ) متن - او ( 8 ) متن - يا ( 9 ) مپ 2 : روز ( 10 ) مپ 2 - وى را بازگردانيد و . ( 11 ) مپ 2 - خلوتى كرد و ( 12 ) مپ 2 : مشورت ، مج : مشاورتى ( 13 ) مج : گناهى ( 14 ) مپ 2 و مج و بنياد : كردهاند ( 15 ) مج + او را ( 16 ) مج : نظر ( 17 ) مپ 2 - و آنچه از وى در وجود آمد ، مج : آمده بود + از سر آن ( 18 ) مج و بنياد : درگذشتم ( 19 ) مپ 2 و مج و بنياد : آن ( 20 ) مج : دوست