سديد الدين محمد عوفى

9

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

در « 1 » بيشه‌اى افتاد كه در آن بيشه « 2 » آواز شير مىشنيديم و خوف و هراس در دل « 3 » ما غالب شده بود . و در آن حالت مردى را « 4 » ديديم « 5 » كه در آن موضع خفته بود و اسب بر « 6 » سر او ايستاده و چرا مىكرد . او را بيدار كرديم و گفتيم اينجا چه جاى استراحت است كه اين موضع جاى « 7 » شيران است . مرد سر برآورد و گفت : من شرم دارم كه جز از حق از كسى « 8 » ديگر « 9 » بترسم . اين بگفت و سرباز « 10 » جاى نهاد و بخفت « 11 » . و ما او را بگذاشتيم و دانستيم كه هركه از خداى تعالى شرم دارد از هيچ‌كس نترسد . [ مهترزاده فقيرى كه به سعيد عاص والى عثمان حاجت برداشت و به مراد رسيد ] حكايت ( 5 ) آورده‌اند كه در آن‌وقت كه امير المؤمنين « 12 » عثمان رضى اللّه عنه « 13 » ايالت كوفه به سعيد عاص « 14 » داد ، سعيد به كوفه آمد و هر شام و چاشت خانى از « 15 » تكلف بازكشيدندى « 16 » و خلق بسيار بدان « 17 » مايده نشستى « 18 » و هيچ‌كس را منع نبودى . جوانى بود « 19 » در كوفه از مهترزادگان آن خطه ، « 20 » مال و منال او شده « 21 » و اسباب و ضياع او ضايع گشته و فقر وفاقهء او بدانجا رسيده كه اطفال او بىقوت شده بودند « 22 » . روزى عيال او مر او را گفتند : « 23 » چون اضطرار از حد گذشت حاجت خود به امير عرضه كن ، باشد كه در حق تو « 24 » لطفى « 25 » فرمايد . پس شبى آن جوان به مايدهء امير « 26 » حاضر آمد . چون طعام بخوردند « 27 » و هركس بازگشتند او

--> ( 1 ) بنياد + اثناى راه به . ( 2 ) مپ 2 : كه در آنجا ( 3 ) متن - دل ، مپ 2 : بر ما . ( 4 ) بنياد - را . ( 5 ) متن و بنياد : ديدم ( 6 ) مپ 2 و بنياد + زبر . ( 7 ) مپ 2 : جا موضع . ( 8 ) متن - كسى . ( 9 ) بنياد - ديگر ( 10 ) بنياد : به . ( 11 ) مپ 2 - و بخفت . ( 12 ) بنياد - امير المؤمنين ( 13 ) بنياد - رضى اللّه عنه ( 14 ) بنياد : عباس . ( 15 ) مپ 2 و بنياد : خان با ( 16 ) مپ 2 : بازكشيدى ، بنياد : كشيدى . ( 17 ) مپ 2 : و خلقى زياد بر ، بنياد : بر ( 18 ) بنياد : بنشاندى . ( 19 ) بنياد : از ( 20 ) مپ 2 : جوانى بود از مهترزادگان كوفه كه خطهء ( 21 ) بنياد : از دست او رفته . ( 22 ) بنياد : كه به قوت روز محتاج شده بود . ( 23 ) مپ 2 و بنياد : گفت . ( 24 ) بنياد - در حق تو . ( 25 ) مپ 2 و بنياد : لطف . ( 26 ) مپ 2 - به مايدهء امير ، بنياد : سعيد . ( 27 ) متن . بخورد .