سديد الدين محمد عوفى
320
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
كژدمى باشد . و اين باب مشتمل است بر حكايات كسانى كه به كمال شجاعت موصوف بودهاند و از اقدام ايشان « 1 » آثار نصرت ظاهر شده و امداد فتح روى نموده . [ شرح شجاعت حضرت مولا على عليه السلام و شعرى كه بر رايت آن حضرت منقوش بود ] حكايت ( 1 ) آوردهاند كه امير المؤمنين على كرّم اللّه وجهه در « 2 » كمال « 3 » شجاعت و جمال « 4 » مردانگى از جمله « 5 » مردان جهان و دليران عالم بر سر آمده بود تا از غايت دلاورى سيد المرسلين عليه السلام او را اسد اللّه خواند « 6 » . آن شيرمرد شمشيرزن را رايتى بود كه در موقف حرب آن را بر بالاى سر او داشتندى « 7 » و بر آن رايت اين بيت گفته بود « 8 » ؛ شعر اىّ يومىّ من الموت أفّر * يوم لم يقدر ام يوم قدر يعنى هرچه در عالم حادث شود از خير و شر و نفع و ضر جمله را پيش از وجود آدميان در جريدهء لوح محفوظ به قلم تقدير « 9 » تحرير كردهاند و در آنچه « 10 » قضا كردهاند تبديل و تحويل نخواهد بود . پس اگر « 11 » تقدير « 12 » حيات باشد « 13 » شجاعت سبب « 14 » نيكنامى بود « 15 » و اگر خلاف آن باشد مرگ در نام نيك به از « 16 » زندگانى « 17 » به « 18 » بدنامى چنان كه گفتهاند ؛ بيت به نام نكو گر بميرم رواست * مرا نام بايد كه تن مرگ راست « 19 »
--> ( 1 ) متن و مپ 2 و مج - اقدام ايشان ( 2 ) متن و مج : كه به ( 3 ) مج : جمال ( 4 ) مج : كمال ( 5 ) مج - جمله ( 6 ) مج : خواندند ( 7 ) مج : داشتند ( 8 ) بنياد و مج : ثبت نموده بود ( 9 ) متن و مپ 2 - تقدير ( 10 ) متن : آنجا ( 11 ) متن و مپ 2 و بنياد - اگر ( 12 ) متن و مپ 2 : تقرير ( 13 ) متن و مپ 2 - باشد ( 14 ) متن : نيست ( 15 ) مپ 2 : است ( 16 ) مج + آنكه ( 17 ) مج - زندگانى ( 18 ) مج : در ( 19 ) مج : مرا نام بايد تن مرگ راست ، بنام نگو گر بميرم رواست ، مج و بنياد + و اين بيت را ترجمه كردهاند نظم : از مرگ حذر كردن دو روز روا نيست . روزى كه قضا باشد و روزى كه قضا نيست روزى كه قضا باشد رفعت نكند سود . روزى كه قضا نيست درو هيچ بلا نيست