سديد الدين محمد عوفى
321
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
[ چگونه عمرو بن معدى كرب گروهى از اسيران مازن را نجات داد ] حكايت ( 2 ) در كتاب الفرج بعد الشدة آورده است « 1 » كه عمرو بن معدى كرب « 2 » از شجاعان « 3 » و نامداران « 4 » زمان خود بود ، چنين حكايت كرد « 5 » كه وقتى با سواران بنىرشيد از قبيله برون آمدم و عزيمت برانداختن بنى غطفان داشتم . شبى در اثناى آن آوازى به گوش من رسيد كه اين شعر مىگفت : شعر اما من فتى لا يخاف العطب * فيبلغ عمرو بن معدى كرب بانّا لفى الا سر فى مازن * فان حلّ ما حلّ مما كرب « 6 » فان هو لم يأتنا مصرحا * فيكشف عنّا ظلام الكرب « 7 » و الّا استغثنا بعبد المدان * و عبد المدان تفى بالطلب « 8 » بيت كه رساند به عمرو قصهء ما * كه زما زن « 9 » غمست حصهء « 10 » ما در كف دشمنان اسير شديم * پاى بربسته دستگير شديم گر به فرياد ما رسد شايد * بند ما را به فضل بگشايد ورنه سازيم ما ز دست بدان * التجا بىشكى بعبد مدان عمرو مىگويد چون اين بيت استماع كردم گفتم بىشك اين آواز « 11 » اسيران قبيلهء مازن بن مالك بن صعصعه است . پس سواران خود را گفتم توقف نماييد تا من به نزديك شما بازآيم . پس سوى آن قوم شدم تنها « 12 »
--> ( 1 ) متن : آوردهاند ( 2 ) مج + كه ( 3 ) مج : شجعان عرب ، مپ 2 + عرب ( 4 ) مج : نامدار ( 5 ) مپ 2 - چنين حكايت كرد ( 6 ) متن : فاما ننوط فى زمان ربالا . حكيما النوم نوط فى زمان زايا . حكيم اليوم نوط العرب . ( 7 ) نسخه مج و بنياد اين بيت را ندارد ( 8 ) متن و مپ 2 : لها ان طلب نسخه بنياد اين بيت را ثبت نكرده است ( 9 ) متن و مپ : زمادون ( 10 ) متن و مپ 2 : غصه ( 11 ) مپ 2 : اين از ( 12 ) متن و مپ - تنها