سديد الدين محمد عوفى
8
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
نه به عقل ، به خلاف معتزله است « 1 » و اين باب غموضى دارد و در اين مسئله بحثها كردهاند چون در كتب اصول مطالعه كرده آيد « 2 » غرض به حصول انجامد . [ صفت شرم عثمان از زبان رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم ] حكايت « 3 » ( 2 ) آوردهاند كه روزى مصطفى صلى اللّه عليه و سلم نشسته بود و پاى مبارك دراز كرده امير المؤمنين ابو بكر رضى اللّه عنه درآمد و مهتر او را اعزازى « 4 » فرمود اما پاى گرد نكرد ، و ساعتى بشد « 5 » . امير المؤمنين عثمان رضى اللّه عنه درآمد مهتر عليه السلام چون او را بديد پاى گرد كرد . ياران سؤال كردند كه : يا رسول اللّه « 6 » ؛ تعظيم عثمان و تقديم او بر ديگران چه سبب « 7 » بود ؟ مهتر « 8 » عليه السلام فرمود كه : چگونه شرم ندارم از كسى كه خداى عز و جل از وى شرم دارد ، و فريشتگان هفت آسمان و زمين از وى شرم دارند . و يكى از خصال شرم امير المؤمنين عثمان آن بود « 9 » كه هرگز از شرم به اندام خود ننگريسته بود از غايت حيا . لاجرم چون او حق حيا فرو نگذاشت مصطفى عليه السلام او را درين معنى از ياران ديگر عزيزتر داشتى « 10 » و السلام . [ پيران بىمهابت كه كودكان را از ايشان شرم نمىآمد ] حكايت ( 3 ) روزى جماعتى پيران در موضعى نشسته بودند و كودكان در پيش ايشان بازى مىكردند . پيرى بانگ بر ايشان زد كه : شرم نداريد كه در پيش پيران بازى مىكنيد و ادب و خدمت « 11 » بهجاى نمىآريد ؟ يكى از آن كودكان گفت : كه اگر اين پيران از خداى شرم داشتندى ما را هيبت ايشان ازين « 12 » بىخردى منع كردى . [ ذكر ابو القاسم قشيرى از پيرى كه گفت : شرم دارم جز خداى از ديگرى بترسم ] حكايت ( 4 ) استاد ابو القاسم قشيرى رحمة اللّه عليه « 13 » در رسالهء خود آورده كه : جماعتى از صوفيان به سفر مىرفتند . يكى از ايشان گفت : گذر ما
--> ( 1 ) مپ 2 - است . ( 2 ) مپ 2 : شود ( 3 ) نسخهء بنياد اين حكايت را ندارد . ( 4 ) مپ 2 : اهتزازى . ( 5 ) مپ 2 : ساعتى ببود ( 6 ) مپ 2 + سبب . ( 7 ) مپ 2 - سبب . ( 8 ) مپ 2 : رسول ( 9 ) مپ 2 : است . ( 10 ) مپ 2 : داشت ( 11 ) مپ 2 - خدمت ، بنياد : حرمت . ( 12 ) مپ 2 - اين . ( 13 ) بنياد - رحمة اللّه عليه .