سديد الدين محمد عوفى
272
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
مؤونت مرا روزى « 1 » كفاف نباشد و حال سداد و صلاح احمد شرح داد و ميل رعيت به سوى او ياد كرد . روزى من بر مايده نشسته بودم رقعهء احمد ابى خالد برسيد كه اگر خداوند « 2 » به احضار من مثال دهد مهمى تقر كرده آيد « 3 » . من متيقّن شدم كه او از حبس « 4 » متألم « 5 » شد و عزيمت مصمم كرد بر آنچه كار بر مراد من قبول خواهد كرد . پس او را بخواندم ، چون حاضر شد خلوتى طلبيد . مجلس خالى كردم ، مرا گفت : اى خداوند وقت آن « 6 » آمد كه رحمتى « 7 » كنى ، ميان ما و تو « 8 » هرگز عصبيتى « 9 » نبوده است و من در حق تو جرمى ندارم و بىموجبى ايذاى من اختيار كردهاى . او را گفتم اين همه تو بر خود اختيار كردهاى « 10 » و شنيدهاى كه من سوگند خوردهام و آن را مخرجى نيست . آنچه از تو مىخواهم آن را قبول كن و بيرون آى . البته قبول نكرد و آنچه مىگفتم آن را معارضه مىكرد « 11 » چندانكه مرا در خشم گردانيد « 12 » و او را دشنام دادم و گفتم چه « 13 » مهم كارى بوده است كه از جهت اين رقعه مىبايست نوشت ! مرا گفت كه : از تو بيش ازين توقع « 14 » نمىتوان كرد « 15 » و « 16 » چندانكه من در استعطاف تو مىكوشم البته بسر رضا نمىآيى . پس نامهاى به مهر بيرون كرد و گفت : اين نامه بخوان . آن را بگشادم خط امير المؤمنين متوكل ديدم كه بسوى من نوشته بود كه عمل « 17 » به احمد خالد تسليم كند و از عهدهء حساب و غير آن بيرون آيد ، بعد از آن « 18 » به حضرت شتابد . چون آن را
--> ( 1 ) مپ 2 و مج و بنياد - روزى ( 2 ) متن و مپ 2 - كه اگر خداوند ( 3 ) متن : كرد بايد ، مپ 2 - مثال دهد مهمى تقرير كرده آيد ( 4 ) مج و بنياد + و بند ( 5 ) متن : متأمل ( 6 ) مپ 2 - آن ( 7 ) مپ 2 : رحمى ( 8 ) مپ 2 - و تو ( 9 ) مپ 2 : عداوتى ( 10 ) متن و مپ 2 - او را گفتم اين همه تو بر خود اختيار كردهاى ( 11 ) متن ، مفاوضتى كرد ، مپ 2 - و آنچه مىگفتم آن را معارضه مىكرد ( 12 ) مپ 2 . چنان كه مرا خشم آمد ( 13 ) متن : كه ، بنياد : و آنچه من گفتم ( 14 ) مج : تحمل ( 15 ) مپ 2 - و گفتم چه مهم . . . توان كرد ( 16 ) مپ 2 + گفت ( 17 ) متن و مپ 2 - عمل ( 18 ) مپ 2 : و