سديد الدين محمد عوفى

273

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بديدم بغايت دلتنگ شدم و برنجيدم چه همان « 1 » ساعت ويرا دشنام داده بودم و رنجانيده « 2 » ، خاموش گشتم و حيران بماندم . همين « 3 » ساعت كه ما درين بوديم « 4 » امير شهر بيامد و بر اصحاب و غلامان و ثقل « 5 » و رخت من موكل گماشت « 6 » و امير شهر آهنگر را بخواند و « 7 » بند او « 8 » بگشاد . برخاست و بايستاد « 9 » و گفت : يا ابا « 10 » ايّوب « 11 » تو قريب العهدى درين عمل ، و درين شهر ترا دوستى و خانه‌اى نيست و با تو خدم و حشم بسيارست و بيرون ازين خانه لايق بزرگى تو « 12 » نباشد « 13 » و مرا چند موضع ديگر مهيا شود بدان سبب كه مرا حاشيه بسيار نيست « 14 » ، هم درين خانه مقيم باش . و خود بيرون رفت و موكلان از من و كسان من بيرون كرد . من از « 15 » لطف او متعجب بماندم و غلامان را گفتم بنگريد « 16 » كه هيچ موكل بر ما گماشته است ؟ گفتند : نى . گفت : من « 17 » هنوز نماز ديگر نگزارده بودم كه عمال و متصرفان « 18 » من آمدند و گفتند كه : خطوط ما بستد به جهت حساب ، بفرمود تا ما را ملازم كردند پس « 19 » ما را بگذاشت . تعجب من از آن زيادت شد ، روز ديگر به نزديك من آمد به سلام ، و من شبانگاه به خدمت او رفتم و يك ماه آنجا مقام ساختم و هرروز تحفه‌هاى ظريف و هديه‌هاى لطيف او از موايد آراسته و ميوه‌هاى خوب مىرسيد . چون سى روز برين جمله بگذشت « 20 » به نزديك من آمد و گفت كه : به شهر ما عاشق شدى اين آب و هوا وقتى مهنا

--> ( 1 ) مج : همين ( 2 ) مپ 2 - و رنجانيده ( 3 ) متن : و درين ، مپ 2 : اثناى اين ( 4 ) مپ 2 - ساعت كه ما درين بوديم ( 5 ) مپ 2 - و ثقل ( 6 ) مپ 2 : برگماشت ( 7 ) مپ 2 - آهنگر را بخواند و ( 8 ) متن : من ، مپ 2 + را ( 9 ) مپ 2 - و بايستاد ( 10 ) متن - ابا ، ( 11 ) مپ 2 - يا ابا ايوب ( 12 ) متن - تو ( 13 ) مپ 2 - و بيرون ازين خانه لايق بزرگى تو نباشد ( 14 ) متن : است ، مپ 2 - و مرا حاشيه بسيار نيست + تو ( 15 ) مپ 2 + كمال ( 16 ) متن - بنگريد ( 17 ) مپ 2 - و غلامان را گفتم . . . نى گفت من ، مج - گفت من ( 18 ) مج + به نزديك ( 19 ) مپ 2 - بفرمود تا ما را ملازم كردند پس ( 20 ) مج : بگذاشت