سديد الدين محمد عوفى

213

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

و بفرمود تا « 1 » روغن بياوردند « 2 » و به دست خود روغن « 3 » در آن سگ ماليد و آن خدمتگار را فرمود : كه دانم كه تو از من بهتر « 4 » نه‌اى ، هرروز دوبار خواهم كه روغن در « 5 » ين سگ مالى « 6 » . بامداد و شبانگاه او را يك من نان « 7 » راتب « 8 » فرمود تا مدتى برآمد آن سگ موى برآورد و قوّت گرفت و بر « 9 » در خانهء رئيس ملازمت كرد و از آنجا دور تر نرفت « 10 » . چون « 11 » بعد از مدتى رئيس را « 12 » وفات رسيد « 13 » يكى از بزرگان آن زمان « 14 » او را به‌خواب ديد « 15 » كه در بهشت مىخراميد . از وى پرسيد « 16 » كه خداى تعالى با تو چه كار « 17 » كرد ؟ گفت : چون « 18 » مرا در خاك « 19 » نهادند فريشتگان « 20 » عذاب درآمدند و قصد من كردند و من دل بر عذاب مؤبّد « 21 » نهادم ، ناگاه « 22 » نسيم رحمت بوزيد و نداى « 23 » بشارت « 24 » برسيد « 25 » . يكى را ديدم از ملايكه كه بيامد « 26 » و آن جماعت را « 27 » گفت : از وى دور شويد كه او سگى بود از سگان دوزخ ، اما او را در كار سگى كرديم « 28 » تا عالميان « 29 » را بدانند كه رحمت ما را قلت « 30 » نيست و اكرم الاكرمين ماييم « 31 » و كرم ما را نهايت نيست « 32 » .

--> ( 1 ) مپ 2 + پاره‌اى ( 2 ) مپ 2 : بياورد ( 3 ) مج - روغن ( 4 ) مج : محتشم‌تر ، بنياد : محترم‌تر ( 5 ) مج + اندام ( 6 ) مپ 2 - و آن خدمتگار را فرمود . . . مالى ( 7 ) متن - او را يك من نان ، مپ 2 : و هرروز يك من نان او را مج و بنياد - يك من نان ( 8 ) مج و بنياد : راتبه ( 9 ) متن - بر ( 10 ) مپ 2 - و از . . . نرفت ( 11 ) مپ 2 - چون ، ( 12 ) مپ 2 - را ( 13 ) مپ 2 : يافت ( 14 ) مپ 2 - يكى . . . زمان ( 15 ) مپ 2 : ديدند ( 16 ) مپ 2 : پرسيدند ( 17 ) مپ 2 و مج - كار ( 18 ) مپ 2 - چون ( 19 ) مپ 2 : گور ( 20 ) مج : فرشتگان ( 21 ) مپ 2 : بر عقوبت ( 22 ) مپ 2 : آنگاه ( 23 ) متن : بدان ، مپ 2 - ندا ، ( 24 ) متن و مپ 2 + بشارت ( 25 ) متن : رسيد ، مپ 2 : رسانيد ( 26 ) متن + به نزديك ( 27 ) مپ 2 - يكى را . . . جماعت را ( 28 ) مپ 2 : كردند ( 29 ) متن + را ( 30 ) مپ 2 : ما قلب ( 31 ) مج - و اكرم . . . ماييم ( 32 ) مج : غايت نى