سديد الدين محمد عوفى

209

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

كه وقتى موسى « 1 » صلوات اللّه و سلامه عليه در حضرت عزت مناجاتى كرد و گفت : الهى به كدام خصلت مرا خلعت اصطفا و كرامت اصطناع ارزانى داشتى و كليم حضرت خود گردانيدى ، اگرچه خلعت نبوت را جز كرامت سببى نتواند بود « 2 » و لكن « 3 » كدام « 4 » خصلت از خصال خير من « 5 » به خلعت « 6 » رضاى تو اختصاص يافت ؟ خطاب ربانى دررسيد « 7 » كه وقتى شبانى اغنام شعيب مىكردى « 8 » ، روزى در وقت گرمگاه كه « 9 » خورشيد از قلب اسد « 10 » مىتافت و عالم از حرارت به تنورى « 11 » تافته مىمانست « 12 » بزغاله‌اى از پيش تو « 13 » برميد « 14 » و تو بر اثر وى دوان شدى « 15 » و او از پيش « 16 » مىدويد « 17 » ، چندانكه « 18 » مسافتى دور قطع كرد « 19 » و تو بر عقب وى بسيار بشتافتى « 20 » و از گرما رنجى عظيم يافتى و « 21 » مقاسات كردى . چون درو رسيدى او را « 22 » بر كنار گرفتى و گفتى : اى مسكين بيچاره ؛ خود را و ما را « 23 » بسيار برنجانيدى و مانده شدى « 24 » . پس بر وى هيچ غضب نراندى بلكه او را برگرفتى « 25 » و به رمه « 26 » بازآوردى فبرحمتك « 27 » على خلقى « 28 » اصطفيتك بالنبوّة . بدان « 29 » مرحمت كه بدان بيچاره نمودى تاج اصطفا « 30 »

--> ( 1 ) مپ 2 + كليم ، مج + كليم اللّه ( 2 ) بنياد : نبوت كسى نتواند بود ( 3 ) متن و مپ 2 - به كدام خصلت مرا . . . سببى نتواند بود و لكن ( 4 ) متن : به كدام ، ( 5 ) مپ 2 - خير من ، ( 6 ) متن : به حاجت ( 7 ) مپ 2 : يافتم ( 8 ) مپ 2 : خطاب آمد ( 9 ) متن : مىكرد ( 9 ) متن - كه ( 10 ) متن : فلك قبه ( 11 ) مج : تنور ( 12 ) مپ 2 - كه خورشيد از . . . مىمانست ( 13 ) متن + ره ( 14 ) مپ 2 : بدويد ، مج : برميدى ( 15 ) مپ 2 : مىدويدى ، مج : بدويدى ( 16 ) بنياد : تو ( 17 ) بنياد : مىرميد ، مپ 2 و مج - و او از پيش مىدويد ( 18 ) بنياد : چنان كه ( 19 ) مپ 2 : كردى ، مج : مسافتى رفتى ( 20 ) مپ 2 و مج - و تو بر عقب وى بسيار بشتافتى ( 21 ) مج - يافتى و ( 22 ) مپ 2 + نرنجاندى و ( 23 ) مپ 2 و مج : ما را ( 24 ) متن : شديم ( 25 ) مج : در كنار گرفتى ، مپ 2 - بلكه او را برگرفتى ، بنياد - و گفتى اى مسكين . . . او را برگرفتى ( 26 ) مج : رحمت ( 27 ) مج : و برحمتك بنياد : و رحمتك ( 28 ) متن + و ( 29 ) مج + شفقت و ( 30 ) متن : اصطفى