سديد الدين محمد عوفى
210
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
بر سر تو نهادم و كمر كرامت بر ميان تو « 1 » بستم « 2 » . [ ميزان رحم و شفقت عثمان ] حكايت ( 1 ) آوردهاند كه در وقت خلافت « 3 » امير المؤمنين عثمان « 4 » رضى - اللّه عنه به سمع او رسانيدند كه جماعتى در مجلس فساد نشستهاند و به تعاطى « 5 » لهو مشغول شده . امير المؤمنين « 6 » براى احتساب روى بدان جماعت نهاد « 7 » و بر عزم زجر و تعريك « 8 » ايشان برفت « 9 » . چون بدان موضع رسيد « 10 » آن جماعت متفرّق شده بودند و از آن موضع برخاسته « 11 » و دست از آن بداشته . درحال مر خداى « 12 » را شكر گزارد « 13 » و سپاس گفت از بهر آنكه مسلمانان را نبايست رنجانيد « 14 » و كسى را تأديب « 15 » و تعريك نبايست كرد « 16 » . و بندهاى « 17 » به شكرانه آزاد كرد و به موجب اين حكايت توان دانست « 18 » كه رحمت و مهربانى او در حق مسلمانان تا چه « 19 » حدّ بوده است و اثر « 20 » دل رحيم و خلق عظيم او « 21 » بود كه بيشتر بلاد اسلام او « 22 » فتح كرد در نوبت خلافت خود « 23 » . [ خواب ديدن سبكتكين حضرت رسول ص را كه به او فرمود تو پادشاهى بزرگ خواهى شد ] حكايت ( 2 ) در تاريخ « 24 » دولت ناصرى آوردهاند كه « 25 » در اوايل حال ناصر الدوله سبكتكين بنده بود « 26 » و يك سر اسب بيش نداشت و در نيشابور بود « 27 » و همه روز به صحرا بيرون شدى « 28 » و شكار كردى . روزى در صحرا
--> ( 1 ) متن : توست تو ، مج : ميانت ( 2 ) مپ 2 - بدان مرحمت كه . . . بستم ( 3 ) متن و مپ 2 : در تاريخ دولت ناصرى آوردهاند كه وقتى ( 4 ) مج + عفان ( 5 ) مپ 2 + و ( 6 ) متن و مج + عثمان رضى اللّه عنه ( 7 ) مپ 2 : آورد ، مج : نهاده ( 8 ) مپ 2 : تعرير ( 9 ) متن و بنياد - برفت ( 10 ) مپ 2 : چون برسيد ( 11 ) مپ 2 - و از آن موضع برخاسته ( 12 ) مج + عز و جل ( 13 ) متن و مج - گزارد ( 14 ) متن : رنجانيدن ( 15 ) متن : تأذيب ( 16 ) مپ 2 - و كسى را تأديب . . . كرد ( 17 ) مپ 2 + را ( 18 ) مپ 2 : معلوم شد ( 19 ) متن : آنچه ( 20 ) متن : بر : مج : اين ، بنياد : از اثر ( 21 ) متن - عظيم او ، مپ 2 : و به خلق و مرحمت ( 22 ) مپ 2 : را ( 23 ) مج و بنياد : در نوبت خلافت او فتح شده ( 24 ) متن و مپ 2 : آوردهاند كه در نوبت ( 25 ) متن و مپ 2 - آوردهاند كه ( 26 ) مج + در نيشابور از ( 27 ) مج - و در نيشابور بود ( 28 ) متن : مىشدى ، مج : بيرون آمدى