سديد الدين محمد عوفى

206

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

نمود « 1 » و از « 2 » ين باب « 3 » سخن گفت . محمد امين گفت : من در حق تو بسيار انعام فرمايم « 4 » و ترا از جملهء خواص « 5 » به عزّ نظر و « 6 » تربيت مخصوص دارم « 7 » . و آن خادم ديگر چون با مأمون « 8 » سخن بگفت دويتى « 9 » بود در پيش مأمون « 10 » ، آن دوات « 11 » را در ربود و به سوى خادم انداخت و گفت : اى نابكار ؛ تو از من چيزى « 12 » التماس نمودى « 13 » كه آن به وفات امير المؤمنين تعلق « 14 » دارد ، و من اميد مى « 15 » دارم كه جان خود « 16 » در پيش رايت امير المؤمنين « 17 » بذل كنم ، و مرا بيرون « 18 » از دولت « 19 » حيات او زندگى به چه كار آيد . هردو « 20 » خادمان « 21 » بازگشتند و آنچه شنيده بودند تقرير كردند . هارون گفت : معلوم شد در آنچه ما محمد « 22 » را تقديم نموده‌ايم « 23 » طريق خرد « 24 » فروگذاشته‌ايم « 25 » ، دانى كه « 26 » اين « 27 » براى « 28 » موافقت و « 29 » هواى رأى « 30 » تو « 31 » بوده است . زبيده را « 32 » ازين معنى شرم داشت « 33 » و بيش از آن در پيش امير المؤمنين در آن باب مفاوضت نپيوست و پس از آن خود اثر « 34 » رضا و سخط امير المؤمنين در هر دو ظاهر شد ، چنان‌كه تواريخ به ذكر آن

--> ( 1 ) مج : پيش آورد ( 2 ) مج - از ( 3 ) مج - باب ( 4 ) مپ 2 : انعام بسيار فرمايم ، ( 5 ) مپ 2 - از جملهء خواص ( 6 ) مپ 2 : و نظر ( 7 ) مپ 2 : گردانم ( 8 ) مج + اين ( 9 ) مپ 2 و مج و بنياد : دواتى ( 10 ) مپ 2 : دواتى در پيش مأمون بود ، مج + نهاده ( 11 ) مپ 2 - دوات ( 12 ) مج : از من چه چيز ( 13 ) مج : مىكنى ( 14 ) مپ 2 : كه تعلق به وفات امير المؤمنين ( 15 ) مپ 2 و مج - مى ( 16 ) مج + را ( 17 ) مپ 2 : او ( 18 ) مج : بعد ( 19 ) مپ 2 + و ( 20 ) مپ 2 : پس ( 21 ) مج : خادم ( 22 ) متن : مأمون ( 23 ) مپ 2 : كه آنچه مأمون تقديم نموده است ( 24 ) مج و بنياد : خرم ( 25 ) متن : نگذاشته‌ايم ، بنياد : فرو نگذاشته‌ايم ، مپ 2 : از طريق خردست ( 26 ) مپ 2 و مج : و ( 27 ) مج : از ( 28 ) مپ 2 : از ( 29 ) مپ 2 - و ( 30 ) مپ 2 : هواى و راى ، مج : هوادارى ( 31 ) مپ 2 : ما ، بنياد - راى تو ( 32 ) مپ 2 و مج و بنياد - را ( 33 ) مج : شرمنده گشت ، شرم‌زده گشت ( 34 ) متن و مپ 2 : را به ، بنياد - خود اثر