سديد الدين محمد عوفى
202
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
پادشاهى او چنان بود كه چون مايدهء او « 1 » بگستردندى بيرون از « 2 » اطعمهء ديگر « 3 » در پيش هركس از خواص « 4 » طبقى شير و برنج « 5 » بنهادندى و شكر مصرى « 6 » كوفته « 7 » و روغن بادام بر « 8 » آن « 9 » كردندى « 10 » و كفچهء زرين بر سر آن نهادندى « 11 » . چون خواص بر آن خوان نشستندى « 12 » بدان كفچهء زرين از آن شيربرنج « 13 » بخوردندى « 14 » . روزى خوارزمشاه ابو سعيد بر خوان خاصّه نشسته بود . چون كفچهء زرين پيش او نهادند دست بدان دراز نكرد و از او بپرسيدند كه به چه سبب از كفچه شيربرنج نخوردى « 15 » . ابو سعيد گفت نخواهد كه كفچه « 16 » آلوده شود و آن به طبق و كاسهء امير باز شود . عبد الملك را از آن ادب او سخت خوش آمد و با وى مصاهرت كرد و بدين يك ادب كه به جاى آورد او را « 17 » بر اقران « 18 » تقديم « 19 » يافت . [ دو معبر كه خواب هارون را تعبير كردند ، يكى عزت يافت و ديگرى ذلت ] حكايت ( 15 ) آوردهاند كه وقتى هارون الرشيد خوابى ديد ، چنان نمود « 20 » كه دندانهاى او ريخته بود « 21 » و از دهان او بيرون افتاده « 22 » . از معبرى « 23 » پرسيد . گفت « 24 » : زندگانى امير دراز باد ، كه اقرباى تو پيش تو « 25 » بميرند . هارون الرشيد بغايت برنجيد و بفرمود كه صد چوب او را بزدند .
--> ( 1 ) متن : مايه ( 2 ) مج - از ( 3 ) مپ 2 - ديگر ( 4 ) مپ 2 - از خواص ( 5 ) مپ 2 و مج : شيربرنج ( 6 ) مج : مصروى ( 7 ) مپ 2 - مصرى كوفته ( 8 ) بنياد : اضافه ( 9 ) مج - بر آن ( 10 ) مپ 2 : بودى ، مج : كرده ( 11 ) مپ 2 - نهادندى ، مج : نهاده ، بنياد + كه ( 12 ) مپ 2 - چون خواص . . . بنشستندى ، مج : جماعتى از خواص كه بر آن خوان نشستندى ( 13 ) بنياد : شير و برنج ( 14 ) متن : بخوردى ، مج و بنياد : تناول كردندى ( 15 ) متن و مپ 2 - روزى خوارزمشاه . . . نخوردى ( 16 ) مپ 2 + به دهان من ( 17 ) مج - او را ( 18 ) مپ 2 + برگزيد ( 19 ) مج : تقدم ، مپ 2 : و تعليم ( 20 ) متن : ديد ، مج - چنان نمود ( 21 ) مپ 2 : دراز شدى ، مج - بود ( 22 ) مپ 2 : افتادى ، مج + بامداد ( 23 ) متن و مپ 2 : معبران ( 24 ) متن : گفتند ، مپ 2 : مععبزى گفت ( 25 ) متن و مپ 2 و بنياد - پيش تو