سديد الدين محمد عوفى

179

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

چه امير المؤمنين مرا استدعا فرموده است . و « 1 » روا نباشد كه يك ساعت اينجا مقام كنم « 2 » . پس گفت اى مناره « 3 » بگو آن « 4 » بند بيارند « 5 » . بياوردند و آهنگر را حاضر كردند و بند بر پاى وى نهادند « 6 » . غلامى را گفت تا او را در محمل نشاند « 7 » و من در طرف ديگر نشستم « 8 » و آن بزرگ هيچ‌كس را « 9 » از غلام « 10 » و خدمتگار با خود همراه نكرد تا به ظاهر دمشق رسيديم « 11 » . در آن حال گشاده با من سخن مىگفت ، گذر ما « 12 » بر باغى نزه و بستانى خرّم افتاد در غوطهء دمشق مرا گفت : اين ديه و باغ از آن « 13 » منست و درين باغ انواع درختان غريب « 14 » است ، و چون از آنجا بگذشتيم به موضعى ديگر رسيديم « 15 » ديهى « 16 » از آن خوشتر ديدم « 17 » . گفت اين همه « 18 » ملك منست . از آنجا گذر ما « 19 » بر مزرعه‌اى نيكو افتاد . گفت : اين هم ملك منست . من اين كلمات « 20 » از وى استماع مىكردم و قلت مبالات او مىديدم در خشم مى « 21 » شدم « 22 » . پس گفتم : مرا از كار تو عجب مىآيد ، چه « 23 » ترا معلوم است كه « 24 » امير المؤمنين مرا « 25 » به طلب تو فرستاده است و درين حال كه « 26 » از اهل و اتباع جدا گشته‌اى « 27 » و مقيّد و تنها روى به حضرت امير المؤمنين

--> ( 1 ) متن و مج : مرا ( 2 ) بنياد - و روا نباشد . . . كنم ( 3 ) مپ 2 - اى مناره ( 4 ) متن و مج - بگو آن ( 5 ) متن : بياريد ، مج : بيار ( 6 ) مپ 2 : او نهاد ( 7 ) متن - نشاند ، مج : رساند ( 8 ) متن و بنياد + و امير شهر را نديدم ، مج + و امير المؤمنين شهر را نديدم ( 9 ) مپ 2 - را ( 10 ) مپ 2 : غلامان ( 11 ) مپ 2 - و خدمتگار ( 11 ) مپ 2 - تا به ظاهر دمشق رسيديم ( 12 ) مج : من ( 13 ) مج - از آن ( 14 ) مج : انواع درخت ( 15 ) مپ 2 - گذر ما بر باغى نزه و بستانى . . . ديگر رسيديم ( 16 ) مپ 2 : تا به ديهى رسيديم ، مج - ديهى ( 17 ) مج - ديدم ( 18 ) مپ 2 - همه ، مج : هم ( 19 ) مج : مرا ( 20 ) مپ 2 + ها ( 21 ) متن - مى ( 22 ) مپ 2 - و قلت مبالات . . . شدم ( 23 ) مپ 2 : كه ( 24 ) متن + مرا ( 25 ) متن - مرا ( 26 ) مپ 2 - كه ( 27 ) مپ 2 : مانده‌اى