سديد الدين محمد عوفى
180
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
نهاده « 1 » و ترا « 2 » معلوم نيست كه عاقبت كار تو بر چه جمله خواهد بود ، به دل فارغ صفت باغ و بستان « 3 » خود مىگويى « 4 » و البته هيچ فكرت خاطر ترا پريشان نكرده است « 5 » و « 6 » به فراغ « 7 » دل و سكون خاطر به مفاوضت من « 8 » مشغول گشتهاى . چون اين كلمات استماع كرد گفت « 9 » : دريغ ، فراست من در حق تو خطا شد و من ترا مردى كامل و « 10 » عاقل « 11 » تصور مىكردم و گمان بردم « 12 » كه قربت تو به حضرت خلفا هم ازين نوع « 13 » باشد و تا ترا به كمال عقل از اقران ممتاز نشناخته « 14 » باشد « 15 » سزاوار درجات رفيع نگردانيده « 16 » . اكنون گمان « 17 » من خطا شد و كلام تو مانندهء « 18 » كلام عوام مىبينم ، اما آنچه مرا به سياست امير المؤمنين تهديد مىكنى ، به خدايى كه ناصيت امير المؤمنين در قبضهء قدرت اوست كه سمّ ارقم به هيچ آفريده مضرت و منفعت نتواند رسانيد بىارادت او « 19 » . و من نيز در حق امير المؤمنين گناهى نكردهام كه از آن بترسم و امير المؤمنين سلامت « 20 » حال من نشناخته است « 21 » و به گفت حاسدان و غمز ساعيان « 22 » كه در باب من حسد كردهاند « 23 » و دروغى باز نموده مرا طلب « 24 » نموده . و چون برائت ساحت « 25 » من از
--> ( 1 ) مپ 2 - و مقيد . . . نهاده ( 2 ) مپ 2 - ترا ( 3 ) مپ 2 + و ديه و ملك ( 4 ) مپ 2 و مج : كنى ( 5 ) متن : نكردست ، مپ 2 - و البته هيچ . . . است ( 6 ) متن - و ( 7 ) مج : انزاع ( 8 ) مپ 2 - من ( 9 ) مج + انا لله و انا اليه راجعون ( 10 ) مپ 2 - و ( 11 ) مج : عقل ( 12 ) مج : برده ( 13 ) مج : وجه ( 14 ) متن : نساخته ( 15 ) مپ 2 - خلفا هم . . . نشناخته باشد ( 16 ) مپ 2 : گردانيده ( 17 ) مج : آن ظن ( 18 ) مج : مانند ( 19 ) مج : به خدا كه ناصيه امير المؤمنين در قبضه قدرت اوست و ناصيهء من ز روى خلافت به قبضهء او گردانيده دل من در بند غم نمىبينم كه چون خداستم خيانست ( 20 ) مج : تمامت روا ندار خليفه او نيز ( 21 ) مپ 2 - و امير المؤمنين سلامت حال من بشناخته است ( 22 ) مپ 2 : و غمازان ، مج - و غمز ساعيان ( 23 ) مپ 2 : بردهاند ، مج : كردند ( 24 ) متن و بنياد تظلم ( 25 ) مپ 2 : چون او را بىگناهى