سديد الدين محمد عوفى
175
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
الرشيد را « 1 » اين معنى « 2 » در طبع جاىگير آمد و از آنجا كه خيالات « 3 » ملوك باشد انديشمند « 4 » شد « 5 » كه نبايد كه روزى فتنه زايد و كثرت مال « 6 » و عدّت و آلت و انبوهى اتباع « 7 » و موالى « 8 » او را باعث و محرّض آيد بدانچه « 9 » فسادى كند . و در آن حال امير المؤمنين هارون « 10 » در كوفه بود « 11 » . پس مرا بخواند و « 12 » فرمود كه اين ساعت بيرون رو و آنچه از زاد و نفقه « 13 » بايد مهياست « 14 » و صد نفر غلام در مصاحبت تو بيايند « 15 » به دمشق شو « 15 » و بندى گران « 16 » با خود ببر و مقام « 17 » به وثاق اموى « 18 » كن و فرمان ما « 19 » به دو رسان كه او « 20 » را مقيّد « 21 » به حضرت ما « 22 » مىيايد آمد . اگر امتثال نمايد « 23 » او را بند كن و به نزديك ما آور و اگر « 24 » ابا نمايد مثالى ديگر نافذ گردانيدهام به والى دمشق به نزديك وى « 25 » فرست تا با حشم بيايد و او را بند كند و در مصاحبت تو به حضرت ما « 26 » فرستد « 27 » . و سيزده روز ترا مهلت است ؛ شش روز رفتن و شش « 28 » روز آمدن و يك روز مقام كردن و محملى مهيّا
--> ( 1 ) متن و مپ 2 - را ( 2 ) متن و مپ 2 + را ( 3 ) مج + ضمير ( 4 ) مپ 2 : انديشيد ، مج : انديشهمند ، مج : انديشهمند ( 5 ) مپ 2 - شد ( 6 ) متن و مپ 2 - مال ( 7 ) متن و مپ 2 + و بنياد - اتباع ( 8 ) مپ 2 - و موالى ( 9 ) مپ 2 : در آنچه ، مج : بر آنچه ( 10 ) متن : مامون ، مج - هارون ( 11 ) مج + و در سنهست و ثمانين و مايه محمد امين ورا ولىعهد كرد و بعد از وى مامون را و بعد از وى مؤتمن را پس مياوه بن عدنان را بخواند و قصهء اموى بوى بازگفت ( 12 ) مج - مرا بخواند و ( 13 ) مپ 2 - و زدا و نفقه ( 14 ) متن : و جمازگان و ساز نفقه مهيا كرد ( 15 ) متن : بروند مج : مىروند ( 15 ) متن و مپ 2 و بنياد - بيناد ( 16 ) متن و مج و شو - گران ( 17 ) متن و مج : ابتدا ، بنياد : اتفاق ( 18 ) متن و مپ 2 و ساد : وى ( 19 ) متن و مپ 2 - ما ( 20 ) مپ 2 : تو ( 21 ) مپ 2 - مقيد ( 22 ) مپ 2 - ما ( 23 ) مپ 2 + و اگرنه ( 24 ) مج + كاى ( 25 ) مج - وى ( 26 ) مج - ما ( 27 ) مپ 2 - و اگر ايا نمايد مثالى . . . حضرت ما فرستد ( 28 ) مپ 2 - و شش