سديد الدين محمد عوفى

176

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

كرده‌اند « 1 » تا به وقت مراجعت « 2 » يك‌طرف تو نشينى و ديگر « 3 » طرف او . پس « 4 » مثال و بند به من « 5 » سپردند و من امير المؤمنين را وداع كردم . امير المؤمنين « 6 » فرمود : بايد كه چون آنجا رسى سراى او را « 7 » و ترتيب « 8 » و حشم و خدم « 9 » او را در نظر آرى و از اقوال و افعال و احوال « 10 » او هيچ دقيقه فرو نگذارى تا تمامت آن به حضرت ما بازگويى « 11 » . پس هم در ساعت روى « 12 » به راه نهادم « 13 » . بامداد ششم « 14 » به دمشق رسيدم و هم « 15 » از راه به وثاق اموى « 16 » رفتم . چون به در سراى وى رسيدم « 17 » سرايى ديدم عالى بركشيده « 18 » ، و خلقى « 19 » ديدم « 20 » انبوه و حاشيه‌اى عظيم « 21 » . به « 22 » دستورى در رفتم . چون آن قوم مرا « 23 » بديدند « 24 » از بعضى خدم من سؤال كردند كه اين كيست ؟ گفتند : منارة بن عدنانست رسول امير المؤمنين كه به نزديك صاحب شما آمده است . ايشان همه « 25 » خاموش گشتند و چون به صحن سراى رسيدم پياده شدم و از آنجا درون « 26 » رفتم . مجلسى ديدم آراسته و خلقى انبوه نشسته ، گمان بردم كه مگر آن مرد در ميان ايشانست . پيش من « 27 » برخاستند و مرحبا گفتند و در اكرام « 28 » و تعظيم من مبالغت نمودند . گفتم : صاحب اين سراى در ميان شما هست ؟ گفتند : نه « 29 » . ما فرزندان اوييم و او در گرمابه است .

--> ( 1 ) مج مپ 2 : كرده‌ام ( 2 ) مج + در ( 3 ) مج : و در يك‌طرف ( 4 ) مپ 2 : و ( 5 ) مپ 2 : به دو ( 6 ) مج : وقت وداع ( 7 ) مج - را ( 8 ) مج + او ( 9 ) مج : خدم و حاشيهء ( 10 ) مج - و احوال ( 11 ) مج + مياده گفت ( 12 ) مپ 2 - و من امير المؤمنين را وداع . . . هم در ساعت ( 13 ) مپ 2 : و برفتم + چون روز ششم ( 14 ) مپ 2 - ششم ( 15 ) مپ 2 - و هم ( 16 ) مپ 2 : او ( 17 ) مپ 2 - چون به در سراى وى رسيدم ، متن + در ( 18 ) مج - بركشيده ( 19 ) متن + را ( 20 ) مپ 2 و مج - ديدم ( 21 ) مج + در اسب ( 22 ) مج : بى ( 23 ) متن : را ( 24 ) متن : بديدم ( 25 ) مپ 2 و مج - همه ( 26 ) متن : و در درون آنجا ، مپ 2 - و چون به صحن سراى رسيدم پياده شدم ، مپ 2 : چون در آنجا ( 27 ) مپ 2 - پيش من ( 28 ) مپ 2 - اكرام و ( 29 ) مج : نى