سديد الدين محمد عوفى

162

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

كه مىبايد كه در جملگى بغداد طوف كنى و به تجسس بليغ خسيس « 1 » ترين « 2 » و حقيرترين اهل بغداد را حاضر كنى . برفت و در طلب « 3 » ، استقصاى تمام « 4 » به جاى آورد تا مردى يافت كه بر در كوشكى « 5 » ويران « 6 » بر خاك خفته و سگى چند گرد بر گرد او آسوده « 7 » و او « 8 » در ميان سگان تكيه زده « 9 » . حاجب « 10 » گفت : همانا كه در جهان ازين خسيس‌تر نيست « 11 » كه « 12 » به صحبت سگان راضى شده است « 13 » . او را به خدمت امير المؤمنين آورد « 14 » از وى پرسيد كه چه نامى ؟ گفت : طولون . گفت چه كار كنى ؟ گفت : سگبانى . گفت : ترا به امارت به جايى فرستم ، حق آن توانى گزارد ؟ گفت : اگر امير المؤمنين مرا شايسته گرداند از عهدهء آن تفصّى جويم « 15 » . امير المؤمنين « 16 » فرمود كه در روز اسباب او « 17 » بسازيد و ولايت مصر به نام او تشريف و منشور نويسيد . پس در حال او را تشريف فاخر دادند « 18 » و اسباب « 19 » و غلامان « 20 » بفرمودند « 21 » و خلق از آن حال متعجب گشتند « 22 » . يكى از خواص ندما از هارون سوال كرد كه امير به چه سبب آن مرد خسيس حقير را بدين شغل خطير نامزد فرمود گفت زيرا كه

--> ( 1 ) مج : كم ، بنياد : ناكس ( 2 ) مپ 2 - و به تجسس بليغ خسيس‌ترين ( 3 ) مپ 2 - و در طلب ( 4 ) مج و بنياد - تمام ( 5 ) مپ 2 - بر در كوشكى ( 6 ) مپ 2 : در ويرانه‌اى ( 7 ) مپ 2 : تكيه زده ( 8 ) مج + را ( 9 ) مپ 2 - و او در ميان سگان تكيه زده ، بنياد - سگان تكيه زده ( 10 ) مپ 2 - حاجب ( 11 ) بنياد + كه به طفيل سگان نان مىخورد چه هيچ جانورى از سگ خسيس‌تر نيست ( 12 ) بنياد : و ( 13 ) متن و بنياد + پس او از همه خلق خسيس‌تر بود ( 14 ) متن + امير المؤمنين ( 15 ) مپ 2 : از عهدهء بعضى برون آيم ، بنياد : آن بيرون آيم ( 16 ) مپ 2 - امير المؤمنين ، بنياد : هارون ( 17 ) متن و مج + را ( 18 ) مج و بنياد - دادند ( 19 ) مج : اسبان ( 20 ) متن + را ( 21 ) بنياد : بفرمود ( 22 ) مپ 2 - و اسباب و غلامان بفرمودند و خلق از حال تعجب گشتند