سديد الدين محمد عوفى
163
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
فرعون ملعون به ملك مصر بنازيد و مفاخرت نمود بهرغم آن ملعون آنرا به خسيسترين رعيت خود دادم تا عالميان بدانند كه « 1 » دنيا « 2 » به نزد حق تعالى هيچ قيمتى ندارد « 3 » . طولون بيامد و « 4 » مدتى « 5 » ملك مصر براند « 6 » و در آن امارت آثار پسنديده به اظهار رسانيد « 7 » و به تلقين دولت كارهاى بزرگ كرد و او را پسرى رسيد احمد طولون ، عظيم كريم و سخى و « 8 » هر روز دستى جامه پوشيدى كه « 9 » قيمت آن « 10 » پانصد دينار بودى و شبانگاه مردمان « 11 » را بخشيدى . و چون جامه بخشيدن او بسيار شد وكيلان او همان جامهها « 12 » بازخريدندى و به پيش او باز « 13 » آوردندى و چون از آن حال باخبر شد « 14 » آن جامه را « 15 » معيوب كردى پس « 16 » بخشيدى تا بازنخريدندى . و امير المؤمنين هارون هرگز « 17 » طولون را حساب بازنخواستى « 18 » و از وى مالى زيادت توقع نكردى و اين از غايت علوّ همت او بود كه ملكى بدان عظيمى از براى حميت دين به ناكسترين خلق داد و باك نداشت . [ اعتراف قيصر روم كه كسى از حاتم كريمتر نيست و نخواهد بود ] حكايت ( 15 ) آوردهاند كه چون صيت كرم و آوازهء سخاوت حاتم طايى در اطراف و اكناف « 19 » عالم فاش شد و صداى آن كرم به اطراف و ارباع جهان برسيد « 20 » قيصر روم خواست تا او را امتحان كند . كس فرستاد و از وى صد شتر خواست همه « 21 » سرخموى « 22 » و سياه چشم . پس حاتم طايى در قبيلهء خود منادى كرد كه هركس « 23 » مرا يك اشتر به وام دهيد
--> ( 1 ) متن + در ( 2 ) مج + را ( 3 ) مج : نيست ( 4 ) مپ 2 - بيامد و ، مج : چون طولون به مصر آمد ( 5 ) مج + در آن ( 6 ) مپ 2 : راند ، مج : ملك بماند ( 7 ) مپ 2 - و در آن امارت . . . رسانيد ( 8 ) مج : چنان كه ( 9 ) متن : پوشيد ( 10 ) متن - آن ( 11 ) مپ 2 : آن ، مج : مر آن ( 12 ) مج - ها ( 13 ) مج - باز ( 14 ) مپ 2 : از آن آگاه شدى ( 15 ) مج - را ( 16 ) مپ 2 : و ( 17 ) مپ 2 + احمد ، مج + با ( 18 ) مج : حساب نفرمودى ( 19 ) مپ 2 - و اكناف ( 20 ) مپ 2 - و صداى آن . . . برسيد ( 21 ) مج + يكرنگ ( 22 ) مج - و ( 23 ) متن : يك