سديد الدين محمد عوفى
121
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
سخنان « 1 » تطويل داد كه « 2 » وقت قيلوله « 3 » فوت شد . پس ذو الكفل گفت : وقت نماز درآمد ، « 4 » دستورى ده « 5 » تا بروم و وضو سازم و هم بدانجا « 6 » حاضر آيم « 7 » . تو برو و خصم خود « 8 » را بيار تا ميان شما حكم كنم و حق تو از وى بستانم . پس وضو ساخت و به مجلس حكم حاضران « 9 » بازآمد « 10 » و آن مدعى را نديد . و آن « 11 » شب همه شب نماز كرد « 12 » و به روز هيچ نخفته بود و نياسوده و رنجى عظيم ديد « 13 » . و بامداد « 14 » به مجلس حكم رفت و تا وقت « 15 » خواب « 16 » ميان مردمان حكم كرد و حق گزارد « 17 » و چون خواست كه ساعتى بياسايد و « 18 » سر به بالين نهاد « 19 » شيطان باز برسيد « 20 » و او را بيدار كرد « 21 » . ذو الكفل او را « 22 » گفت « 23 » : كجا بودى كه من دى « 24 » همهروز منتظر بودم و امروز تا اكنون به مجلس حكم نشسته بودم « 25 » . گفت : خصم من مكّار است و مرا فرمان نمىبرد و مطاوعت نمىنمايد « 26 » . چون به نزديك او رفتم و او را به مجلس حكم خواندم گفت : حق تو مىدهم و مرا به وعده نگاه داشت تا به اكنون « 27 » و دفع گفت . چون نوميد شدم به خدمت تو آمدم تا داد من ازو بستانى « 28 » ، و چندان درازا بكشيد « 29 » كه خواب
--> ( 1 ) مج : سخن را . ( 2 ) مپ 2 : چندان بگفت . ( 3 ) مپ 2 و مج + او . ( 4 ) مج + اگر مرا . ( 5 ) مج : دهى . ( 6 ) مج : اينجا . ( 7 ) مپ 2 - دستورى ده . . . آيم . ( 8 ) مپ 2 - خود ( 9 ) مپ 2 و مج - حاضران . ( 10 ) مپ 2 : حاضر شد ، مج : حاضر آمد . ( 11 ) مپ 2 : ديگر . ( 12 ) مج : گذارد ، مپ 2 + و هيچ نخفت . ( 13 ) مپ 2 - و به روز هيچ . . . ديد . ( 14 ) مپ 2 : ديگر روز . ( 15 ) متن + هنگام ، مپ 2 : هنگام ، مج + هاجره كه هنگام . ( 16 ) مج + او بود . ( 17 ) مپ 2 و مج - و حق گزارد . ( 18 ) مج : همين كه . ( 19 ) مپ 2 - و سر به بالين نهاد . ( 20 ) مپ 2 : شيطان بيامد . ( 21 ) مپ 2 - و او را بيدار كرد . ( 22 ) متن - او را . ( 23 ) متن + او را ديدى ، مپ 2 و مج + دى . ( 24 ) مپ 2 و مج - دى . ( 25 ) مپ 2 : امروز نيز هم . ( 26 ) مپ 2 - خصم من مكار . . . نمىنمايد . ( 27 ) مپ 2 - تا به اكنون . ( 28 ) مپ 2 - تا داد من بستانى . ( 29 ) مپ 2 : و چندان بگفت .