سديد الدين محمد عوفى

122

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

او را فوت كرد « 1 » و وقت نماز درآمد . ذو الكفل گفت : او را « 2 » ببر و خصم را بياور تا من طهارت « 3 » كنم و به مجلس حكم حاضر شوم . شيطان از پيش او برون « 4 » رفت و او وضو ساخت و به مجلس حكم حاضر آمد و همه روز منتظر بود و شيطان نيامد . و آن‌شب را به طاعت و عبادت گذرانيد و روز سيوم در مجلس حكم بنشست « 5 » تا وقت چاشتگاه حكم كرد و به خانه بازگشت تا ساعتى بياسايد و « 6 » مردمان را « 7 » گفت : چون « 8 » كسى به نزديك من آيد راه مدهيد « 9 » . شيطان بازبرسيد . دربان او را « 10 » منع كرد و ممتنع نشد و باز به خانه درآمد و او را بيدار كرد . چون ذو الكفل بيدار شد و آن پيرك ملعون را بديد خواست كه در خشم شود ، اما پروردگار عالم او را « 11 » بدان حلم ثبات داد . صبر كرد و البته غضب و تيزى نكرد و با وى سخن درشت نگفت و چون كمال حلم و صبر او بديد « 12 » غمگين و محروم بازگشت و آفريدگار عالم جلّ جلاله « 13 » او را خلعت نبوى ارزانى داشت و در قرآن مجيد « 14 » مر « 15 » ويرا « 16 » جلوه داد و بر زبان سيد پيغمبران « 17 »

--> ( 1 ) مج : شد ( 2 ) مپ 2 و مج : او را گفت ( 3 ) مپ 2 : وضو ( 4 ) مپ 2 - از پيش او برون ( 5 ) متن و مپ 2 - و به مجلس حكم حاضر آمد و همه روز منتظر بود و شيطان نيامد و آن شب را به طاعت و عبادت گذرانيد و روز سيوم در مجلس حكم بنشست . ( 6 ) مپ 2 : چند روز همچنين شيطان او را وقت خواب فوت مىكرد و او را زحمت مىداد . ( 7 ) مپ 2 : يك بار ( 8 ) مپ 2 + وقت خواب باشد و ( 9 ) مج + كه سه شبا روزست كه البته خواب گرد چشم من نگشته است و كوفتگى عظيم به اطراف و اعضاى من راه يافته و آدمى را از خواب چاره نيست پس كس را به نزديك من راه مده تا يك ساعت بخسبم و استراحتى كنم پس به خانه درآمد ( 10 ) مج + از درآمدن به خدمت ذى الكفل ( 11 ) مپ 2 : اما خود را ( 12 ) مپ 2 + آن ملعون ( 13 ) مج - او را بدان حلم ثبات . . . جل جلاله ( 14 ) متن - قرآن مجيد ( 15 ) مپ 2 - مر ( 16 ) مپ 2 و مج : او را ( 17 ) مج + صلى اللّه عليه و سلم مر