سديد الدين محمد عوفى
108
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
و اكنون همه در رنج دلم مىكوشى * آخر چه گناه كردهام ، باز « 1 » چه بود ؟ گفت « 2 » كه : من شما را مال دنيا و نعمت اين جهان « 3 » بخشم و به « 4 » تربيت و عنايت « 5 » خويش « 6 » اختصاص دهم « 7 » تا همچنانكه شما را از ما « 8 » نعمت يابيد « 9 » ديگران « 10 » از شما بىنصيب « 11 » نمانند « 12 » ، و نعمت من « 13 » بايد كه بر شما پيدا آيد ، سراىهاى خوب و تجملهاى نيكو و اسباب اختيار سازيد « 14 » . چه واجب كند كه « 15 » دى « 16 » تو به نزديك من آمدى قباى « 17 » ملحم در زير جامهء كرباس پوشيده داشتى و آن جامهء بهتر را مستور گردانيدى ! يعنى تو چنان مى « 18 » دانى كه من نمىبينم « 19 » كه استظهار هريك از شما از خوّاص من چند است و شما را امكان تجمل و تنعم تا چه حد باشد « 20 » ! پس « 21 » زمين ببوسيد و گفت : يا امير المؤمنين ؛ معلوم شد ، جز بر وفق مراد رفته نيايد « 22 » . مامون گفت كه : ما نيز بر سر تربيت و عنايت آييم . و اگر عاقل انصاف دهد اين كمال حلم و كرم كه « 23 » حكايت كردهاند در مقام علوّ « 24 » منصب « 25 » خلافت غايت بزرگوارى و نهايت بردبارى تواند بود [ بيت ] از بذل تو محروم نگردد سايل « 26 » * وز حلمت اميدوار باشد جانى « 27 »
--> ( 1 ) مج : كردم و ( 2 ) مج : مأمون گفت ( 3 ) مج : جهانى ، مپ 2 : نعمت دنيا ( 4 ) متن - به ( 5 ) مپ 2 + و شفقت ( 6 ) مپ 2 : خود ( 7 ) مپ 2 : مخصوص مىگردانم ( 8 ) متن : مال و ( 9 ) مپ 2 - تا همچنان . . . يابيد . ( 10 ) مپ 2 + را نيز ( 11 ) متن : نصيبى ( 12 ) مپ 2 : يابند ( 13 ) مپ 2 - نعمت من ( 14 ) مپ 2 : دارند ، مج : سازند ( 15 ) مپ 2 - چه واجب كند كه ( 16 ) مپ 2 + روز ( 17 ) مج : قبايى ( 18 ) مپ 2 - مى ( 19 ) مج : نمىدانم ( 20 ) متن . نيست ، مپ 2 - و شما را امكان . . . باشد ( 21 ) مج : عمر ( 22 ) متن : نيامده ، مپ 2 : معلوم شد فيما بعد احوال بر وفق مراد امير المؤمنين رفته شود ( 23 ) مج : + از ان امام يگانه ( 24 ) مج + و ( 25 ) متن و مپ 2 : مناصب ، مج + جلالت و ( 26 ) متن : شايد ( 27 ) مپ 2 اين بيت را نياورده