سديد الدين محمد عوفى
101
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
گر سگ گزدت ترا ، چه گويى * تو « 1 » باز توانيش گزيدن « 2 » ؟ [ سفيهى كه احنف قيس را دشنام گفت ] حكايت ( 26 ) در كتب مسطور است كه احنف قيس حليمترين اشراف عرب بوده است و حلم وى تا بهحدى بوده است « 3 » كه در حلم به وى مثل زدندى و كنيت او ابو بحر بوده است « 3 » و نام او صخر و از قبيلهء بنى « 4 » تميم بود و سبب آنكه پيش پاى او ميلى « 5 » داشت و كژ بود او را احنف خواندندى و « 6 » روزى در پيش ديگدانى نشسته بود و ديگى مىپخت « 7 » . سفيهى « 8 » آنجا رسيد « 9 » و « 10 » او را در پيش ديگدان « 11 » بديد و اين بيت بگفت . شعر و قدر ككفّ « 12 » القرد لا مستعيرها * يعار و لا من ذاقها « 13 » يتدسّم ديگى چو كف بوزنه كزوى بهيچكس * چربو نمىرسد نه كه جز بو نمىرسد چون احنف اين بيت بشنيد گفت : خداى بر تو « 14 » رحمت كناد « 15 » ، اگر خواستمى « 16 » بهتر ازين نتوانستمى « 17 » گفت و من از خداى مىخواهم تا مرا آن « 18 » خوارى « 19 » كه او « 20 » مرا بدان موسوم « 21 » مىكند « 22 » بهتر روزى گرداند « 23 » . گفتند :
--> ( 1 ) مپ 2 : كى . ( 2 ) مج : زيرا كه اگر ترا گزد سگ كى بازتوانيش گزيدن ، نسخه بنياد فاقد اين حكايت است . ( 3 ) مپ 2 : بود . ( 4 ) متن - بنى . ( 5 ) مپ 2 : اندك كژى . ( 6 ) مج - و كنيت او ابو . . . . احنف خواندندى و . ( 7 ) مج - در پيش ديگ دانى . . . . پخت . ( 8 ) مج : شاعرى . ( 9 ) مج - آنجا رسيد . ( 10 ) مج : كه . ( 11 ) مپ 2 - دان . ( 12 ) متن : و قد كف ( 13 ) متن : فاقها . ( 14 ) متن : وى . ( 15 ) مج : خدايا بر وى رحمت كن . ( 16 ) مپ 2 و مج : خواستى . ( 17 ) مپ 2 : نتوانستى ، مج : توانستى . ( 18 ) مج : اين . ( 19 ) مج + بدهد . ( 20 ) مج - او . ( 21 ) متن : موسم . ( 22 ) مج : مىكنند . ( 23 ) مج - بهتر روزى گرداند .