سديد الدين محمد عوفى
100
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
دارد « 1 » . حاضران از كمال حلم « 2 » وى متعجب شدند و آن مدعى خجل گشت . [ شهرت قعقاع بن شور به حلم و كرم ] حكايت ( 25 ) آوردهاند كه در عرب قعقاع بن شور « 3 » به كرم و حلم موصوف بوده است و از عادت « 4 » حميده و سيرت پسنديدهء « 5 » او يكى آن بود كه هرگاه كه صاحب حاجتى به در او آمدى او را از مال خود نصيبى « 6 » بدادى و اگر از وى در قهر خصمى استعانت طلبيدى او را مدد كردى و در حوائج و مصالح او سعى « 7 » نمودى تا آن بيچاره از خدمت وى « 8 » شاكر بازگشتى و در عرب به حلم و كرم وى مثل زدندى چنان كه شاعر گفته است : شعر و كنت « 9 » جليس قعقاع بن شور « 10 » * و لا يشقى « 11 » بقعقاع جليس با غايت آن « 12 » شرف و بزرگى روزى « 13 » با يكى از اهل قبيله « 14 » سخنى مىگفت « 15 » و به خصومتى انجاميد . آن سفيه او را گفت : اگر مرا يك سخن « 16 » درشت بگويى يكى را ده جواب بدهم « 17 » . او گفت : اگر مرا « 18 » دشنام دهى « 19 » هر ده را « 20 » يكى « 21 » جواب ندهم . مردمان از كمال حلم « 22 » او عجب بماندند « 23 » و آن سفيه را خجل گشت . بيت دشنام دهد ترا سفيهى « 24 » * چاره نبود بجز شنيدن
--> ( 1 ) مج : از در ما دور تر برد . ( 2 ) متن - حلم . ( 3 ) متن و مچ : ثور ( 4 ) مج : عادات . ( 5 ) مج : سير مرضيه ، مپ 2 - پسنديده . ( 6 ) مپ 2 : نصيب . ( 7 ) مپ 2 + بليغ . ( 8 ) مپ 2 - از خدمت وى . ( 9 ) متن : ان . ( 10 ) مج : ثور . ( 11 ) متن : لا نسقى . ( 12 ) مپ 2 : اين . ( 13 ) مج + او را . ( 14 ) مج - قبيله . ( 15 ) مج : رفت . ( 16 ) مج : سخنى . ( 17 ) مپ 2 و مج : گويم . ( 18 ) مپ 2 و مج + ده . ( 19 ) مج : ميدهى . ( 20 ) مپ 2 و مج - هر ده را . ( 21 ) مپ 2 و مج + را . ( 22 ) متن و مپ 2 : لطف . ( 23 ) مج : متعجب بماندند + و درين معنى لطيفه گفتهاند . ( 24 ) مج : دشنامت اگر دهد سفيهى .