سديد الدين محمد عوفى
87
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
و سرهاى ما « 1 » بشكستند . بفرمود كه : غلامان را بياريد . چون آن « 2 » غلامان را « 3 » حاضر كردند « 4 » بفرمود كه : ايشان را بگذاريد . گفتند : چون ايشان را خواستى گذاشت خواندن چه بود ؟ گفت القدرة تذهب الغيظ « 5 » ، مردم « 6 » چون قادر شود « 7 » خشم برود . [ بردبارى ابو مسلم وقتى كه نوك شمشير صاحب حاجتى پاى او را آزرده ساخت ] حكايت ( 11 ) آوردهاند كه روزى ابو مسلم از خانه به مسجد مىرفت . يكى از ياران او « 8 » به حاجتى پيش « 9 » آمد « 10 » و شمشير « 11 » در دست داشت . سر شمشير بر پشت پاى ابو مسلم « 12 » نهاده بود و بر آن تكيه كرده و سخن مىگفت تا آن سخن تمام بگفت پشت پاى « 13 » ابو مسلم پرخون گشته « 14 » بود . او را گفتند : اى امير چون اثر « 15 » شمشير به پاى تو مىرسيد چرا « 16 » او را « 17 » نگفتى كه دور تر شود . گفت : نخواستم كه بداند كه ما را « 18 » چه كرد كه « 19 » خجل شود و از حاجت خواستن شرم دارد و بازماند . و اين از كمال حلم و ثبات خلق او بود و السلام . [ عبد الملك مروان پس از غلبه بر مصعب زبير نامههاى رجال دولت خود را كه در مقام خيانت به گمان سرورى مصعب به او نوشته بودند بهدست آورد اما همه را نخوانده بسوزاند ] حكايت ( 12 ) آوردهاند كه روزى عبد الملك بن مروان مر ابو « 20 » فروة را گفت كه : آن روز كه مصعب زبير كشته خواست شد آن شب مرا بيدار بايست بود از بس نامهها كه « 21 » از پيش « 22 » شما « 23 » مىرسيد و امان مىخواستيد « 24 » و « 25 » گفت : يا امير المؤمنين از آن ما همچنين بود نگذاشتندى « 26 » كه ما بخفتيمى « 27 » از بس كه نبشتههاى اركانان دولت « 28 » مىرسيد و امان مىخواستند . گفت : آن
--> ( 1 ) مپ 2 + را . ( 2 ) متن - آن . ( 3 ) متن - را ، مپ 2 - آن غلامان را . ( 4 ) مپ 2 : شدند . ( 5 ) متن و مپ 2 : يذهب الحفيظ ، بنياد : يذهب الغيظ . ( 6 ) مج : مرد . ( 7 ) مپ 2 : شوند . ( 8 ) متن و مپ 2 : خود . ( 9 ) مج + او . ( 10 ) مج : آمده . ( 11 ) مج : شمشيرى كه . ( 12 ) متن و مپ 2 : امير المؤمنين . ( 13 ) مج : تمام كرد گفتى . ( 14 ) مپ 2 و مج : شده . ( 15 ) مج + نكايت ( 16 ) مج : چون . ( 17 ) مپ 2 - او را . ( 18 ) مج : با من . ( 19 ) مج : و ( 20 ) مج : ابى ( 21 ) مپ 2 - آن شب مرا بيدار بايست بود از بس نامهها كه . ( 22 ) مج : ياران . ( 23 ) مپ 2 + نامهها . ( 24 ) مج : مىخواستند . ( 25 ) متن و مپ 2 + مى ( 26 ) متن و مپ 2 و بنياد : نگذاشتند ( 27 ) متن و مپ 2 : بخفتى ، مج و بنياد : بخفتمى ، تصحيح متن قياسى است ( 28 ) مج + تو