سديد الدين محمد عوفى

75

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

غيظه و لا يزيد جهل الجاهل الّا حلما يعنى حلم محمد « 1 » بر خشم او غالب بود و هر چند كه با وى جفا كنند « 2 » از وى جز حلم نبينند . چون ابن همهء نشانها در وى بديدم « 3 » آن يك نشان مانده بود و دربند آن بودم « 4 » كه آن يك نشان را « 5 » بيازمايم . روزى بر در مسجد نشسته بود و من از دور ايستاده بودم و مىنگريستم « 6 » . ناگاه اعرابئى ديدم كه بر ناقه نشسته بود و درآمد « 7 » و چون مهتر را بديد از ناقه فروجست و زبان به ذكر فاقه برگشاد و گفت : مرا از فلان قبيله فرستاده‌اند و در ميان ايشان « 8 » قحطى عظيم است و ايشان متابعان « 9 » ملت تواند و هيچ ندارند و حال خود بر تو عرضه مىكنند و اميد مىدارند كه در حق ايشان احسان « 10 » فرمايى . مهتر عليه السلام روى به امير - المؤمنين على كرم اللّه وجهه كرد و گفت يا على از فلان وجوه بر تو چيزى مانده است ؟ امير المؤمنين على « 11 » گفت : چيزى باقى نيست « 12 » . حيرتى بر مهتر عليه السلام غالب شد . من پيشتر آمدم و گفتم : يا رسول اللّه « 13 » خواهى كه « 14 » من ترا زر « 15 » دهم و به سلم خرما خرم و از خرماستان « 16 » معيّن « 17 » به وقت انقضاى مهلت خرما به من تسليم كنى ؟ مهتر عليه السلام گفت خرما از خرما -

--> ( 1 ) بنياد : يعنى تحمل ( 2 ) مج : جفا با وى بيش كنند ، بنياد : هرچند جفا كنند . ( 3 ) مج : مىنگريستم . ( 4 ) مپ 2 : مىخواستم ، مج - آن يك نشان . . . بند آن بودم . ( 5 ) مپ 2 : كه آن نيز ( 6 ) مج - روزى . . . مىنگريستم . ( 7 ) مپ 2 : كه بر ناقه‌اى بود درآمد ، مج : اعرابى بر ناقه نشسته درآمد . ( 8 ) مپ 2 : در آنجا . ( 9 ) متن : متابعت ، مپ 2 : در ، بنياد : تابع ( 10 ) مج + كنى و شفقتى . ( 11 ) مپ 2 - امير المؤمنين على ، مج - على ، ( 12 ) مپ 2 - نمانده است ، مج : يا رسول اللّه از آن وجوه چيزى باقى نمانده است . ( 13 ) مپ 2 + اگر . ( 14 ) مپ 2 - كه ( 15 ) مج + وام . ( 16 ) متن و مج : نستان . ( 17 ) مپ 2 - و از خرما ستان معين .