مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )
513
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )
1 ض ضياع : خواسته شامل زمين و آب و درخت ط طاس : طشت بزرگ ، پياله ، ساغر ، آويزهاى طلا و نقره كه براى زينت به كار برود طاسك : طاس كوچك ، آويزهاى طلا و نقره ، حقهء سيم براى زينت طباع سليمه : سرشتهاى رام طپانچه : سيلى طعان : نيزه زدن با يكديگر طوبى : پاكيزه ، نيكو ، سعادت ، بهشت ، درخت بهشت طوق : گردنبند ، آنچه كه گرد چيزى را فرا گيرد طيّاره : پرنده طيب خاطر : ميل و خوشى طبع 2 ظ ظلوم : بسيار ظلمكننده ، بسيار ستمكار ع عتبه : آستانهء در ، چوب پايين در كه پاى بر آن نهند عجمى : منسوب به عجم ، غير عرب ، ايرانى عجوز : پيرزن عروض : فن شناختن وزنها و بحرهاى اشعار عريشه : كجاوه ، هودج ، كلبه ، سايبان ، خيمه عزّ نصره : پيروزى او بزرگ و گرامى باد عسل قصيب : عسل القصب ، افشردهء نيشكر ، آب نيشكر عصابه : پارچهاى كه بر پيشانى بندند ، سربند ، دستار عفيفه : زن پارسا و پاكدامن عقاب : جزاى گناه و عمل بد كسى را دادن ، شكنجه عقار : اثاث خانه ، آب و زمين ، ملك عقد : گردنبند ، گلوبند