مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )
512
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )
دريافتكنندهء خراج ، رئيس بندر ، گيرندهء ماليات شبگير : سحرگاه شجرهء منهيه : درختى در بهشت كه خوردن آن براى آدم و حوا منع شده بود اما ايشان به وسوسهء شيطان از آن خوردند و ناچار به هبوط بر زمين گرديدند شحم : پيه شرايع : شريعتها ، آيينهاى پيامبران شرب : آشاميدن ، نوشيدن شرحهشرحه : پارهپاره ، قطعهقطعه شرى : خريدن شريط : ريسمان پرده شريف : پاكنژاد شقى : بدبخت ، تيرهبخت شكرخا : كنايه از شيرينگفتار شلاله : قسمت ريشه مانند و آويختهء پرده شمشه : طلا و نقرهء گداخته كه در ناوچه ريزند و به شكل شوشه درآورند ، شمش شواهى : گوسفندان شوربا : آش ساده كه با برنج و انواع سبزى پخته شود 2 ص صبّاغ : رنگرز صبر : گياهى كه شيرابهء سختشدهء آن بسيار تلخ است و مصرف دارويى دارد صبوح : شراب و مانند آن كه به هنگام صبح بخورند ، پگاه ، صبح زود صداع : سردرد صداق : مهريه صديق : دوست صراحى : آوند شراب ، تنگ شراب صفّه : ايوان مسقّف ، غرفه مانندى در درون اطاق بزرگ كه كف آن كمى بلندتر است و بزرگان در آن نشينند صلوة جنازه : نماز ميّت صندل : چوب درختى كه از آن در منبتكارى و مصارف ديگر استفاده مىشود صيحه : بانگ ، فرياد ، نعره صيرفى : صرّاف