مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )
249
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )
بىنياز بخواهيد و شما را فرض است كه هريكى از شما دل خود با پروردگار خود خالص كند و در آشكار و نهان با او باشد و از خداى تعالى بخواهيم كه ازين سختيها ما را نجات دهد . و خداى تعالى كسى را كه روى بر وى نهد و به دو توكل كند ، نوميد نگرداند . پس اگر شما خويشتن را اصلاح كنيد و حالت خود نكو گردانيد ، همه درهاى نعمت و خوبى به روى شما بگشايد و كارهاى شما درست شود . مرا راى اينست كه صبر كنيد تا ببينيم كه خداى تعالى چه خواهد كرد . اگر مرگ دررسد ، راحت يابيد و اگر راه بگريختن پيدا كنيد ، بگريزيد و ازين مكان كوچ كرده ، بهرجا كه خداى تعالى بخواهد ، برويد . ماهيان همگى گفتند : راست گفتى . خداى تعالى ترا پاداش نيكو دهاد . پس هريكى به مكان خود بازگشتند . روزى چند نگذشت كه بارانى سخت بباريد و بركه ، زياده از نخستين پر شد . اى ملك ، بىتفاوت شرح حال ماست . اينكه ما نوميد بوديم از اينكه ترا پسرى باشد . اكنون كه خداى تعالى به اين پسر ، ترا و ما را منت نهاده ، از خداى عز و جل مسئلت همىكنم كه اين پسر بر تو مبارك كند و چشم ترا ازو روشن گرداند و ما را نيز نيكوئيها از اين پسر كرامت فرمايد . أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . 15 پس از آن ، وزير دوم ، آستان ملك بوسه داد و گفت : اى ملك ، شايسته پادشاهى نباشد مگر كسى كه او را دل بخشنده و اخلاق نكو باشد و شرايع و سنن بر پاى دارد . ستمكشان را بنوازد و ستمگران را كيفر دهد و خون و مال و ناموس رعيت نگاه دارد و از فقيران غفلت نكند و قويها را نگذارد كه بضعيفان ستم كنند تا اينكه همهء رعيت و زيردستان ، او را دعا گويند و فرمان او را ببرند . و شك نيست كه اگر پادشاه به اين صفتها متصف شود ، محبوب رعيت خواهد بود و حشمت دنيا و عزت آخرت خواهد اندوخت . اى ملك ، ما بندگان معترفيم باينكه همهء اين صفتها كه گفتم ، در تو موجودند . و گفتهاند كه : بهترين سعادت از براى رعيت اينست كه ملك عادل و حكيم ماهر و عالم عامل داشته باشند . الحمد للّه ما ازين سعادت بهرهمنديم . و ما را پيش ازين ، نوميدى ازين بود كه