مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )
21
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )
بكوفت . در حال ، سه اشتر حاضر آمدند . حسن بند از آن جوان برداشته ، او را بيكى از آن اشتران سوار كرده ، توشه و آب بر دو شتر ديگر نهاد و به آن جوان گفت : بسوى مقصد خويش روان شو . آن جوان ، حسن را دعا گفته ، روان گشت . دختركان از كشته شدن مجوس فرحناك شدند و از شجاعت حسن شگفت