مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )
185
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )
نور الدين درمها گرفته ، بسوى كنيز آمد . كنيز گفت : اى خواجه ، الحال ببازار شو و از اين درمها بيست درم ابريشم رنگارنگ شرى كن و سى درم ديگر را گوشت و نان و نقل و ميوه و شربت و ريحان بياور . نور الدين ببازار رفته ، چنان كرد كه او گفته بود . چون به خانه بازگشت ، كنيزك بر پاى خاست و آستين برزد و