مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )

31

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )

اسبها سوار شدند . ملك با جوان گفت : با من بيا كه مهمان منى . پس جوان با او روان گشته ، حديث همىكردند . لشكريان از چپ و راست ايشان همىرفتند تا بقصر ملك برسيدند . پس از آن فرود آمده ، جملگى بقصر اندر شدند . چون قصه بدينجا رسيد ، بامداد شد و شهرزاد ، لب از داستان فروبست .