مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )

160

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )

را بيكى از آن مشكها نهاده ، دهان مشكها محكم كردند . و باغبان و قمر الزمان بحديث اندر پيوستند و قمر الزمان با جمع آمدن با محبوبه ، يقين داشت و با خود ميگفت : چون بجزاير آبنوس برسم ، از آنجا به شهر پدر روان شوم و از محبوبهء خود ، ملكه بدور جويان گردم كه او يا به شهر ملك شهرمان رفته و يا نزد ملك