مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )
مقدمه 27
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )
درجه منطبق بر حقيقت مىباشد . از آن جمله ميگويد در حكايت اهل آن بلد كه به صورت ماهيهاى الوان مسخ شدند و برنگهاى سفيد و كبود و قرمز و زرد درآمدند ، اين الوان ، كنايه از اصناف پيروان مذاهب مختلفه يعنى مسلمان و يهود و مسيحى و مجوس مىباشد و اين الوان منطبق مىشود به آنچه در حدود 1301 مسيحى اتفاق افتاده كه در آن تاريخ ، ملك ناصر محمد بن قلاون ، پادشاه مملوك مصرى ، رعايا و اتباع خود را كه از ملل متنوعه مركب بودند ، امر فرمود كه عمائم خود را بالوان اربعه مذكور درآورند . « 1 » بالاخره با مطالعهء دلايل فوق معلوم مىشود كه حكايات بسيارى از بافتههاى مصر و ممالك غربى اسلام بالف ليله مزيد شده و مخصوصا از اين سنخ است حكاياتى كه از لحاظ ظرافت ادبى . لطافت و دقت خاصى ندارد و پر از خرافات بىسروته و افسانههاى عفاريت و اجنّه است كه بخشونت تعبير موصوف مىباشد و در عين حال ، دين اسلام را تعظيمى بىنهايت كرده و از يهود و مجوس و نصارى با تعصّب خاصى مذمت كرده و آنان را جنايت كار و دزد و يا قاتل نشان ميدهد . و ازين مقوله است بسيارى از حكايات كه بر خلاف آداب شريفه و عفاف نفس مىباشد و مرد اديب از مطالعهء آن شرمسار مىشود و نبايد اشتباه كرد كه در اين حكايات گرچه منظره و محل وقوع آن را شهر بغداد و دربار خليفه هرون الرشيد نشان ميدهد ، ولى بحقيقت منسوب بحكايات بغدادى نيست . زيرا كه مدنيّت راقيهء بغداد و وضعيت اجتماعى و ادبى آن بالاتر از آن است كه اين مقوله حكايات كه به سفله و بىسر و پايان منسوب است ، ابداع كند و پادشاه بزرگى چون خليفه هرون الرشيد را در درجهء فرومايگان و اوباش قرار دهد . بلاترديد اين حكايات ، زائيده افكار جامعه مصرى است كه در تحت سلطنت مستبدّهء مماليك مصرى در آن تاريخ ، درجات انحطاط و پستى اخلاق را مىپيمود .
--> ( 1 ) - رجوع شود بانسيكلوپيدى بريطانيكا The Thousand and one nights