مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )
مقدمه 23
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )
سيّاحان و تجار دريانورد ميشنيدند ، كسوت اغراق پوشانيده و يك كلاغ را چهل كلاغ مىگفتند . بالاخره اين حكايات بدست مسامرين و قصهسرايان بصره و بغداد ميافتاد و آن را با عجايبى ديگر كه از خود بر آن مىافزودند ، قصهء محافل طرب يا سمر ليالى انس قرار ميدادند . بهترين نمونهء اين قبيل حكايات كه در آن عصر الحاق شده ، حكايت هفت سفر سندباد بحرى است و حكايت بلدهء لبطه و همچنين اعزام ( ميسيون ) موسى بن نصير و خمرههاى سليمانى و مدينهء نحاس است . بعضى از عجايب كه در مسافرتهاى سندباد ذكر شده ، مانند شكستن بيضهء رخ و خوردن گوشت آن و تعاقب رخ ، كشتى مسافرين را و انداختن سنگ كه در حكايت سندباد و حكايت عبد الرحمن مغربى هر دو نقل شده و همچنين حكايت دوال پايان كه در جزاير دوردست بودند و بر دوش آدميان سوار شده و آنان را رها نميكردند ، در آن كتاب در ذيل حكايات ديگر مكرّر ذكر شده است . گويا اين حكايات از زبان سيّاحان زمان در بغداد معروف بوده و مسامرين در قصص مختلف آن را نقل ميكردند . حكاياتى كه در اين برههء از زمان بالف ليله الحاق شده ، از مدّ نظر اخلاق ، بهترين قسمت آن كتاب را تشكيل ميدهد . زمانى كه حافظهء شهرنشينان بغداد از نوادر اعمال شجاعانه و جوانمردى و فتوّت اعراب جاهليّت و غرائب زهد و تقوى و فداكارى مسلمانان صدر اسلام پر بود و زمانى كه مدنيت طلائى بغداد كه از تعاليم شريفهء اسلام و آثار علمى ملل همسايه آميخته بود ، باوج كمال خود رسيده و خلفاء علمپرور مانند هرون الرشيد و مامون ، آثار پسنديده از عزت نفس و كرم اخلاق و احترام اهل علم از خود بروز ميدادند و وزراء كريم مانند برمكيان ، دور و نزديك را از خوان نعمت و سخاء خود بهرهور مىداشتند ، هزاران واقعه و حادثه از دستگاه خلفا و وزرا در افواه عوام افتاده و آنها را حكايتسرايان بغداد در هر كوى و برزن نقل ميكردند و از آن جمله در الف ليله حكاياتى بسيار در دست است كه