مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )
مقدمه 22
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )
كتاب هزار افسانه نيز در عداد كتب مذكور در همان زمان ترجمه شده . ولى از مترجم آن اسمى نيست و در همان قرن و قرن بعد كه اوان عظمت و شكوه بغداد و هنگام آسايش و رفاهيت مردم آن بود و درباريان خلافت و وزراء و امراء و توانگران ، ارباب ذوق و اصحاب صنايع ظريفه را گرد خود جمع ميكردند ، شعر و موسيقى ، رونقى بكمال يافت . در همان زمان براى صرف وقت و تفنّن و تفريح بافسانهسرائى و مسامره نيز اهتمامى خاص نمودند . كسانى كه حكايات عرب را كه از جاهليّت و صدر اسلام باقى مانده و همچنين از حكايات اعاجم از هند و ايران آگاه بودند ، نزد ايشان منزلتى بكمال داشتند و در منازل و محافل و بزمهاى شبانه ، آنها را نزد خود ميخواستند و حكايات آنها را ثبت ميكردند . ابن النديم از مؤلفى نام ميبرد موسوم به ابو عبد اللّه محمد بن عبدوس الجهشيارى كه در همان زمان بتأليف كتابى در اسمار و حكايات عرب و عجم و روم همّت گماشت و قصّهسرايان و نقّالان را نزد خود حاضر آورد و آنچه ميگفتند ثبت ميكرد تا آنكه چهارصد و هشتاد حكايت جمعآورى كرد و درصدد بود كه آن را بهزار حكايت برساند . ولى اجل ، او را مهلت نداد . شك نيست كه در آن ميان ، غالب حكايات هزار افسانه نيز در بغداد ، نقل مجالس طرب و نقل محافل انس بوده . وقتى كه قرن چهارم برآمد ، اين كتاب ، كسوت عربى پوشيده و حكاياتى چند از جاهليت اعراب بدوى و خلفاى اموى و دربار بغداد نيز بر آن مزيد شده بود . و نيز در همان زمان بود كه تجّار عرب از بندرگاه بصره كشتى رانده و در درياى عرب شرقا و غربا به اطراف بحار عالم متفرق ميشدند . از يك طرف در سواحل بحر الروم و از طرف ديگر در سواحل آفريقا و جنوب هندوچين ميرفتند و چون بازميگشتند ، از آن ممالك دوردست كه مسافت هريك تا بغداد ساليان دراز بود و از مردم آنكه لسان و لباس و عادات و آداب گوناگون داشتند ، حكايتها ميگفتند و چون طبيعت بشرى بالفطره مايل شنيدن حكايات عجيبه و نوادر غريبه است ، آنچه اهالى بغداد و بصره از