عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

88

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

باد كه خداوند توبه ترا پذيرفت ، آن مرد به فرشته گفت : خدايت رحمت كناد چه چيزى شفيع من در پيشگاه خداى عز و جل شد ؟ گفت : بيم تو در پيشگاه خداوند براى تو شفاعت كرد . 36 - مردى كه از دهكده ستمگران بيرون رفت از ابو الاحوص « 20 » ، از ابن مسعود ( رض ) نقل است كه مىگفته است : دو دهكده بود كه مردم يكى از نيكوكاران و مردم ديگرى از ستمكاران بودند ، مردى از دهكده ستمكاران به قصد رفتن به دهكده نيكوكاران بيرون آمد . فرشته مرگ او را دررسيد و همانجا كه خداى اراده فرموده بود جانش بگرفت . شيطان و فرشته درباره او به داورى پرداختند . شيطان گفت : به خدا سوگند كه هرگز از فرمان من سرپيچى نكرد ، فرشته گفت : او به آهنگ توبه كردن از آن دهكده بيرون آمد . ميان آن دو چنين داورى شد كه بنگرند او به كدام از دو دهكده نزديك‌تر است ، او را يك وجب به دهكده نيكوكاران نزديك‌تر يافتند و به همان سبب آمرزيده شد . « 21 » 37 - قاتل صد تن از ابو سعيد خدرى « 22 » روايت شده كه گفته است : براى شما جز حديثى را كه از پيامبر ( ص ) شنيده باشم نقل نمىكنم ، هردو گوشم آن را شنيده است و دلم آن را فراگرفته است . بنده‌اى نود و نه تن را كشت ، بر او توبه عرضه شد ، از داناترين مردم سرزمين خود پرسيد ، او را به مردى راهنمايى كردند ، پيش او رفت و گفت : من نود و نه تن را كشته‌ام آيا براى

--> ( 20 ) . از راويانى است كه در قرن اول هجرى مىزيسته و از ابو ذر ( رض ) احاديثى نقل كرده است ، گفته‌اند فقط زهرى از او روايت كرده و او را موثق شمرده است ؛ به شماره 9932 در ميزان الاعتدال ذهبى ، ص 487 ، ج 4 مراجعه فرماييد . ( 21 ) . ظاهرا اين روايت همان است كه به گونه ديگرى در صفحه بعد ذيل شماره 37 خواهد آمد و منابع آن عرضه خواهد شد . ( 22 ) . سعد بن مالك بن سنان خدرى درگذشته به سال 74 هجرى از اصحاب محترم پيامبر ( ص ) است كه به نقل از زركلى در الاعلام ، ص 138 ، ج 3 ، 1170 حديث از او نقل شده است ؛ براى اطلاع بيشتر از شرح حالش به اسد الغابة ، ص 289 ، ج 2 مراجعه فرماييد .