عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

84

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

« ذو الرجل » آمده است و از او در اين‌باره ياد شده است . « 14 » 31 - برخ عابد ابن البراء در كتاب الروضة از كعب روايت مىكند كه مىگفته است : به روزگار موسى عليه السلام بنى اسرائيل گرفتار قحطى و خشكسالى شدند ، از موسى ( ع ) خواستند كه براى ايشان طلب باران كند . فرمود : همراه من به كوه آييد و بيرون آمدند . چون از دامنه كوه بالا رفتند موسى فرمود : هركس گناهى انجام داده است از پى من نيايد بيش از نيمى از آنان برگشتند ، موسى ( ع ) دوباره فرمود : هركس گناهى انجام داده است از پى من نيايد . همگان جز مردى يك‌چشم كه نامش برخ عابد بود برگشتند . موسى به برخ گفت : نشنيدى چه گفتم ؟ گفت : چرا شنيدم ، موسى پرسيد : آيا مرتكب گناهى نشده‌اى ؟ گفت : چيزى نمىدانم جز موضوعى كه اينك مىگويم ، اگر گناه باشد برمىگردم ، موسى پرسيد : آن چيست ؟ گفت در راهى مىگذشتم ناگاه در حجره‌اى را گشوده ديدم و با اين چشم كور خود كه اينك از ميان رفته است شخصى را ديدم كه ندانستم كيست و چيست ، ولى به آن چشم خود گفتم از ميان همه اندامهاى من تو به خطا و گناه پيشى گرفتى ، نبايد از اين پس با من باشى . انگشت انداختم و آن را از چشم‌خانه بركندم . اگر اين گناه است برگردم ! موسى عليه السلام فرمود : نه كه اين گناه نيست و سپس به او گفت : اى برخ از خداوند طلب باران كن . برخ چنين عرضه داشت ، پروردگار قدوس ، قدوس ، آنچه در پيشگاه توست كاستى نمىپذيرد و گنجينه‌هاى تو نابود نمىشود و هرگز متهم به بخل نمىشوى ، بارخدايا اين چيزى كه خود به آن شناخته شده نيستى چيست ؟ هم‌اكنون و هم‌اكنون باران رحمت بر ما فروفرست . گويد : آن دو در حالى كه در گل و لاى قدم برمىداشتند بازگشتند . 32 - بنده گنهكار روايت شده است كه به روزگار موسى عليه السلام بنى اسرائيل دچار خشكسالى شدند ، پيش موسى ( ع ) جمع شدند و گفتند : اى كليم اللّه ! خداى خود را براى ما فراخوان تا باران به ما

--> ( 14 ) . در كتابهاى المضاف و المنسوب ثعالبى و لسان العرب ابن منظور و نهايه ابن اثير و دائرة المعارف اسلامى اين تركيب را نديدم .