عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
73
كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )
21 - قوم يونس عليه السلام جويبر و مقاتل از ضحاك از ابن عباس نقل مىكنند كه مىگفته است : چون يونس ( ع ) از ايمان آوردن قوم خود نوميد شد خداوند را فراخواند و بر آنان نفرين كرد و عرضه داشت بارخدايا ! قوم من چيزى جز كفر را نپذيرفتند ، پروردگارا خشم خويش را بر آنان فروفرست ، و خداى عز و جل بر او وحى فرستاد كه من بر قوم تو عذاب خواهم فرستاد . گويد : يونس از ميان ايشان بيرون شد و آنان را بيم داد كه پس از سه روز عذاب بر آنان خواهد بود . يونس زن و دو پسر خردسال خود را هم با خود برداشت و بيرون رفت و بر كوهى برآمد تا بر مردم نينوى و چگونگى عذاب بنگرد . خداوند متعال جبريل را فراخواند كه پيش مالك دوزخ برو و او را بگو از آتش سوزان جهنم به اندازه پوست جوى بيرون آورد و آن را بر مردم نينوى فروريزد . جبريل برفت و آنچه را خدايش فرمان داده بود انجام داد ، و قوم يونس در همان هنگام كه او معين كرده بود نشانهء عذاب را مشاهده كردند . ابو الجلد مىگويد : چون عذاب بر قوم يونس نازل شد بر سر ايشان همچون پارههاى شب تاريك پديدار آمد . ابن عباس مىگويد : همين كه يقين بر عذاب پيدا كردند پشيمان شدند و بر دست و پاى بمردند و دانستند كه يونس به آنان راست گفته است و به جستجوى او برآمدند و بر او دست نيافتند . گفتند : اينك به پيشگاه خداوند جمع شويم و به بارگاهش توبه بريم . گويد : آنان در جايى كه به « تلّ الرماد » و « تلّ التوبه » « 4 » موسوم شده است جمع شدند ، و چون آنان همگى از زن و مرد و نوجوانان و كودكان بيرون آمدند و دامها و چهارپايان خود را نيز همراه بردند و ميان زنان شيرده و كودكان شيرخوار و ميان دامهاى ماده و برهها و كرهها جدايى افكندند ، و زير پاهاى خود خار و خاشاك ريختند و جامههاى پشمينه و خشن پوشيدند و بر سر خود خاكستر ريختند آن تپه به « تل الرماد » يعنى تپه خاكستر مشهور شد ، آنان در آن حال صدا به گريه و دعا برداشتند و به خداى متعال پناه بردند ، و خداى عز و جل صدق و راستى ايشان را دانست ، فرشتگانى هم عرضه داشتند : بارخدايا رحمت تو همه چيز را فراگرفته است و بر فرض كه مشيت تو بر اين باشد كه
--> ( 4 ) . ياقوت حموى درباره اين تپه در معجم البلدان ، ص 404 ، ج 2 ، چاپ مصر ، 1906 ميلادى توضيح داده است كه بر كرانه خاورى دجله و مقابل موصل بوده است .