عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

67

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

براى من چنين نقل كردند كه مىگفته است : نام اصلى ذو الكفل ، اليسع پسر خطوب است كه همراه الياس بوده است و اين اليسع غير از آنى است كه خداوند متعال نام او را در قرآن بيان فرموده است . اين اليسع كه به ذو الكفل معروف شده است پيش از داود زندگى مىكرده است . و معاصر با پادشاهى ستمگر به نام كنعان بوده است كه به سبب ستم و سركشى او هيچكس را ياراى ايستادگى در برابرش نبوده است . ذو الكفل كه در كشور او مىزيسته ايمان خود را پوشيده مىداشته و خداوند را نهانى مىپرستيده است ، به شاه گزارش داده شد كه در كشور تو مردى است كه كار ترا تباه مىسازد و مردم را به پرستش كسى ديگر جز تو فرامىخواند ، شاه كسى در پى او فرستاد تا او را بياورد و بكشد ، او را آوردند و چون پيش سلطان درآمد ، شاه او را گفت : اين چيست كه به من خبر رسيده است كه تو كسى غير از مرا مىپرستى ؟ در اين هنگام ذو الكفل به شاه گفت : از من بشنو و انديشه كن و خشمگين مشو ، كه خشم دشمن جان آدمى است و ميان آن و حق جدايى مىافكند و آدمى را به پيروى خواسته خويش وامىدارد وانگهى براى كسى كه قدرت دارد شايسته است خشمگين نشود ، زيرا بر انجام آنچه اراده كند تواناست ، شاه به او گفت : سخن بگو . گويد : ذو الكفل شروع به سخن گفتن كرد و سخن را با ياد و سپاس و ستايش خداى عز و جل آغاز كرد و سپس خطاب به شاه گفت : تو گمان ياوه مىكنى كه خدايى ؟ آيا خداى كسانى هستى كه در اختيار دارى يا پروردگار همه آفريده‌ها هستى ؟ اگر پروردگار كسانى هستى كه در اختيار دارى ترا در مورد آنان كه مالك ايشان نيستى در خدايى شريكى است و اگر خداى همگانى پس خداى تو كيست ؟ شاه گفت : واى بر تو چه كسى خداى من است ؟ ذو الكفل گفت : خداى آسمان و زمين كه آن دو را آفريده است و خداى اين خورشيد و ماه و ستارگان ، و از خداى بترس و از عقوبت او برحذر باش ، وانگهى اگر تو او را خداوند يكتا بشمرى و او را پرستش كنى من براى تو پاداش و جاودانگى در همسايگى او را آرزومندم ، پادشاه به او گفت : به من بگو پاداش آن‌كس كه پروردگار ترا بپرستد چيست ؟ گفت : چون درگذرد بهشت است ، پرسيد : بهشت چيست ؟ گفت : خانه‌اى است كه خداوند متعال به دست خويش آن را آفريده است و جايگاه دوستان خود قرار داده است ، و خداوند روز رستاخيز دوستان خود را به صورت جوانان برومند سى و سه ساله مبعوث مىفرمايد و آنان را به بهشت و نعمت‌هاى جاودانه درمىآورد كه در آن پير و سالخورده نمىشوند و همواره همانجا مقيم‌اند و از آنجا كوچ