عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

56

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

نعمان بن امرئ القيس اكبر « 12 » كه سازنده كاخ خورنق است روزى سوار شد و چون بر خورنق مشرف شد و به اطراف آن نگريست به كسانى كه در پيشگاه بودند گفت : آيا كسى را مىشناسيد كه مانند آنچه به من ارزانى شده است به او ارزانى شده باشد ؟ همگان جز يك مرد گفتند نه ، آن مرد كه از حكيمان ايشان بود همچنان خاموش ماند و سخنى نگفت ، نعمان او را پرسيد كه چرا سخن نمىگويى ؟ گفت : پادشاها اگر اجازه دهى سخن مىگويم ، گفت : بگو . حكيم گفت : آيا چنين مىپندارى كه آنچه گردآورده‌اى چيزى است كه همواره از آن تو بوده و خواهد بود ، يا چيزى است كه به كسان پيش از تو تعلق داشته است و سپس از تصرف آنان بيرون آمده و در اختيار تو قرار گرفته است و همان‌گونه هم از چنگ تو بيرون مىرود ؟ نعمان گفت : از كسان پيش از من بوده است كه از ايشان زائل شده است و به من رسيده است و همان‌گونه از من هم زائل خواهد شد ، گفت : در اين صورت به چيزى شاد شده‌اى كه فردا خوشى آن از تو زائل مىشود و گرفتارى آن بر تو باقى مىماند ، مدتى اندك در آن خواهى بود و روزگارى سخت دراز گروگان آن خواهى ماند . گويد : نعمان گريست و گفت : گريزگاه كجاست ؟ حكيم گفت : يكى از اين دو كار را بايد انجام دهى ، يا در پادشاهى بمانى و به فرمانبردارى از پروردگارت كار كنى ، يا آنكه جامه‌هاى ژنده بر تن كنى و به كوهستان روى و از مردم بگريزى و به تنهايى به عبادت خداى خود پردازى تا مرگت فرا رسد . نعمان گفت : و چون اين كار را انجام دهم چه چيزى براى من خواهد بود ؟ گفت : زندگانىاى كه در آن نخواهى مرد و جوانىاى كه به پيرى نمىانجامد و تندرستى بدون بيمارى و پادشاهى تازه‌اى كه كهنه نخواهد شد . نعمان گفت : اى حكيم ! هرآنچه به ظاهر مىبينم روى به نابودى و نيستى دارد ؟ گفت : آرى ، نعمان گفت : در آنچه فانى مىشود چه خيرى است ؟ به خدا سوگند به جستجوى

--> - پيشوايان ادب عرب است ؛ اهل حديث از اين سبب كه او قدرى مذهب بوده است در پذيرش احاديث او متوقف‌اند ؛ به تاريخ بغداد ، ص 327 ، ج 5 مراجعه فرماييد . . اصمعى : عبد الملك بن قريب از ادباى قرن دوم و آغاز قرن سوم و درگذشته حدود 216 هجرى است به الكنى و الالقاب مرحوم محدث قمى ، ص 32 ، ج 2 مراجعه شود . ( 12 ) . نعمان حدود سال 403 ميلادى از سوى شهرياران ايران به اميرى حيره گماشته شد و در كهولت پس از سى سال حكومت جامهء درويشى پوشيد و به سياحت پرداخت ؛ به الاعلام زركلى ، ص 3 ، ج 9 مراجعه فرماييد .