عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
57
كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )
زندگىاى كه هيچگاه زائل نمىشود مىپردازم . گويد : خويشتن را از پادشاهى خلع كرد و جامههاى ژنده پوشيد و در زمين به سياحت پرداخت و آن حكيم هم از او پيروى كرد و هردو تا هنگام مرگ به پرستش خداى متعال پرداختند ، و او همان كسى است كه عدى بن زيد شاعر دربارهاش چنين سروده است : « صاحب كاخ خورنق را فراياد آر ، كه روزى مشرف بر آن شد و به هدايت مىانديشيد ، اموال و فزونى چيزهايى كه داشت و كاخ سدير و پهنه دريا نخست او را شاد ساخت ، ولى دلش به خود آمد و گفت : بر زندهاى كه سرانجام او مرگ است چه جاى رشگ بردن است » . اسود بن يعفر « 13 » هم دربارهء ايشان چنين سروده است : « پس از خاندان محرّق - امرؤ القيس - و پس از قبيله اياد كه سرزمين و خانههاى خود را رها كردند چه آرزويى داشته باشم . سرزمين كاخهاى خورنق و سدير و بارق و آن كاخ كنگرهدار ناحيه سنداد را . ايشان در انقره - آنكارا - فرود آمدند و آب فرات كه از كوههاى بلند مىآيد بر آنان روان است . سرزمينى كه آن را به سبب خوش آب و هوا بودن كعب بن مامة و پسر ام دؤاد برگزيده بودند . بادها بر جاى خانههاى ايشان چنان وزيدن گرفت كه گويى آنان بر رستخيزند . همه نعمتها و هرچيز را كه به آن انس گيرند و سرگرم شوند مىبينم كه سرانجام فرسوده و نيست مىشود » . « 14 » 12 - توبه پادشاهى از پادشاهان محمد بن احمد بن برّاء در كتاب الروضه آورده است كه :
--> ( 13 ) . اسود بن يعفر از شاعران دوره جاهلى و نزديك به عصر اسلام است كه شرح حال و نمونههاى شعر او در منابع بسيار كهن آمده است و همين قصيده او شاهكار اوست ؛ به طبقات الشعراء محمد بن سلام جمحى ، ص 33 ، چاپ 1916 ميلادى ، ژوزف هل ( Joseph Hell ) بريل مراجعه فرماييد . ( 14 ) . ابن قتيبه در الشعر و الشعراء ، ص 176 هشت بيت از اين قصيده را آورده و افزوده است كه امير المؤمنين على عليه السلام شنيد مردى به بيت اخير تمثل جست . فرمود : « كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ . . . » ( آيه 25 سوره دخان ) ؛ ابو الفرج اصفهانى در الاغانى ، ص 18 ، ج 13 ، چاپ دار الكتب اين موضوع را روشنتر و مفصلتر آورده است .