عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

212

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

صيحه هول‌انگيز رستاخيز برحذر مىدارم كه امت‌ها از بيم خداوند جبار به زانو مىافتند . اى برادر ! از آنچه ممكن است از خداوند خشمگين بر سر تو آيد برحذر باش » . آن نامه را پيچيد و براى او فرستاد ، آن نامه هنگامى به دست او رسيد كه در مجلس شادى خود نشسته بود ، و موجب آمد تا شادى را به فراموشى بسپرد و آب دهانش او را گلوگير شود ، شتابان از جاى خويش برخاست و ظرفهاى خود را شكست و از كنيزك خود دورى جست و عهد كرد كه نه خوراك بخورد و نه آسوده بخوابد . آن كسى كه او را پند و اندرز داده بود مىگويد سه شب پس از مرگش او را به خواب ديدم و پرسيدم خداوند با تو چه كرد ؟ گفت : به پيشگاه پروردگار كريمى رسيديم كه بهشت را بر ما ارزانى فرمود ، و اين ابيات را براى من خواند : « پروردگار صاحب عرش به جاى آن كنيزك دوشيزه‌اى سياه‌چشم را به من ارزانى داشت كه گاهى مرا باده مىنوشاند و گاهى گوارا باد مىگويد . به من مىگويد همان‌گونه كه آرزوى مرا داشتى اينك بياشام و از ديدار غلامان سيه‌چشم زيباروى چشم خود را روشن بدار . اى كسى كه از دنيا كناره گرفتى و تهديدهاى سوره‌هاى قرآنى او را از گناهان بازداشت » . 110 - مرد جوان و همسرش از سرىّ سقطى « 18 » روايت شده كه گفته است : روزى در مسجد مدينه وعظ مىكردم ، جوانى بسيار زيبا و خوش‌لباس در حالى كه يارانش همراهش بودند كنار من ايستاد و شنيد كه من ضمن موعظه‌ام مىگويم ، شگفتا از ناتوانى كه از فرمان شخص توانا سرپيچى كند ، رنگش دگرگون شد و رفت . فرداى آن روز كه براى موعظه نشستم همان جوان آمد ، سلام داد و دو ركعت نماز گزارد و به من گفت : اى سرى ديروز شنيدم مىگفتى شگفتا از ناتوانى كه از فرمان توانا سرپيچى كند ، معناى اين سخن چيست ؟ گفتم : هيچكس تواناتر از خداوند نيست ، و هيچكس ناتوانتر از بنده‌اى كه او را معصيت كند . برخاست و برفت . فرداى آن روز تنها آمد و دو جامه سپيد بر تن داشت و پرسيد : اى سرى ! راه به پيشگاه خدا چگونه است ؟ گفتم : اگر قصد تو عبادت است بر

--> ( 18 ) . ابو الحسن سرى بن مغلس سقطى از بزرگان صوفيه قرن سوم بغداد و دايى جنيد و درگذشته به سال 253 هجرى است ؛ به صفة الصفوة ابن جوزى ، صفحات 216 / 209 ، ج 2 مراجعه فرماييد .