عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

199

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

پدرم - امير المؤمنين على عليه السلام - به او گفت : بر تو مژده باد كه يارى خداوند براى تو فرارسيده است ، آنگاه دو ركعت نماز گزارد و براى او دعايى را چند بار خواند و با دست خود جامه را از آن جانب بدن منازل كه شل بود كنار زد و به صورت صحيح و سالم همان‌گونه كه پيش از آن بود برگشت . پدرم به منازل فرمود : اگرنه اين بود كه پدرت موافقت كرده بود كه همان‌گونه كه بر تو نفرين كرده بود دعا كند هرگز براى تو دعا نمىكردم . امام حسن عليه السلام مىگويد : پدرم همواره مىفرمود از نفرين پدر و مادر سخت برحذر باشيد و بترسيد ، كه در نفرين ايشان هيزم بر آتش فزودن و درماندگى و نابودى و در دعاى ايشان رشد و پرورش و نكو حالى نهفته است . « 1 » 99 - زنى از دومة الجندل هشام بن عروة ، از پدرش عروة بن زبير از عائشه همسر پيامبر ( ص ) نقل مىكند كه مىگفته است : پس از رحلت پيامبر ( ص ) كه اندكى از آن گذشته بود زنى از ناحيه دومة الجندل « 2 » به جستجوى پيامبر ( ص ) به مدينه آمد تا از كارى كه در آن افتاده و نوعى از جادوگرى بوده است بپرسد كه خود احكام آن را نمىدانسته است و با جهل به حكم انجام داده بوده است . عائشه به عروه گفته است : اى خواهرزاده ! من آن زن را ديدم چنان مىگريست كه بر او رحمت آوردم ، مىگفت : بيم آن دارم كه هلاك شده باشم ، همسرى داشتم كه از پيش من رفته بود ، پيرزنى به خانه‌ام آمد پيش او شكايت كردم گفت : اگر آنچه مىگويم انجام دهى شوهرت خواهد

--> ( 1 ) . اين داستان را رضى الدين على بن موسى - ابن طاوس - كه درگذشته به سال 664 هجرى است در كتاب مهج الدعوات خود ، ص 153 ، چاپ كتابخانه سنايى تهران ، بدون تاريخ ، با تفاوتهاى اندك و فزونىهايى در مقدمه دعاى مشلول آورده است ، از جمله تفاوتهاى بارز اين است كه حضرت ابو عبد اللّه حسين بن على در التزام پدر بزرگوار خود بوده و دعا را نقل فرموده است نه حضرت امام حسن ( ع ) ، اشعار هم بيشتر و گوياتر است . مرحوم محدث قمى در مقدمه دعاى مشلول گفته است كفعمى هم آن را آورده است و به بحار الانوار مرحوم مجلسى ، ص 225 ، ج 41 چاپ جديد مراجعه فرماييد . ( 2 ) . از مناطق مرزى ميان شام و مدينه كه پس از جنگ صفين حكميت در آنجا صورت گرفته است ؛ به معجم البلدان ياقوت ، ص 106 ، ج 4 ، چاپ مصر ، 1906 ميلادى مراجعه فرماييد .