عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

140

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

شرط آنكه به فرداى آن اعتماد مىبود ، اينك به فرمان خدا بشتاب كه خداوند متعال فرموده است . « سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ » . « 19 » « پيشى گيريد به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنه آن آسمانها و زمين است و براى پرهيزگاران فراهم شده است » . گويد : حميد بن جابر ترسان بيدار شد و گفت : اين تنبيه و موعظتى از سوى خداى عز و جل است و از پادشاهى كناره گرفت و كسى از جاى او آگاه نشد . او آهنگ اين كوه كرد و در آن به عبادت پرداخت ، و چون داستان او به من رسيد و كار او را براى من گفتند پيش او رفتم ، او آغاز كار خود را براى من گفت و من آغاز كار خود را براى او گفتم ، و همواره پيش او مىآمدم تا درگذشت و اينجا به خاك سپرده شد و اين گور اوست خدايش رحمت كناد . « 20 » 64 - ابراهيم بن ادهم و بيم‌دهنده پوشيده او و همچنين محمد بن اسحاق سرّاج « 21 » از ابراهيم بن بشار خدمتگزار ابراهيم ادهم نقل مىكند كه مىگفته است : به ابراهيم ادهم گفتم : آغاز كار تو چگونه بوده است ؟ گفت : پدرم از مردم بلخ و از اميران خراسان بود و شكار را محبوب ما قرار داده بود . روزى سوار بر اسب خود و همراه سگم بيرون آمدم ، ناگاه خرگوش يا روباهى خيز برداشت ، من اسب را به تاخت درآوردم ، از پى خود ندايى شنيدم كه مىگويد : براى اين آفريده و به اين كار فرمان داده نشده‌اى ! من ايستادم و به چپ و راست نگريستم و هيچكس نديدم ، گفتم خدا شيطان را لعنت كند و دوباره اسب را به تاخت درآوردم ، اين‌بار همان ندا را بلندتر شنيدم كه : اى ابراهيم ! بدين منظور آفريده نشده‌اى و به اين كار فرمانت نداده‌اند ، من ايستادم و با

--> ( 19 ) . آيه 133 سوره آل عمران . ( 20 ) . حافظ ابو نعيم اصفهانى درگذشته به سال 430 هجرى اين داستان را در حلية الاولياء ، ص 33 ، ج 8 ، چاپ بيروت ، 1407 ق آورده است . ( 21 ) . محمد بن اسحاق ثقفى سراج كه به زين ساختن اشتغال داشته است متولد به سال 216 و درگذشته به سال 313 هجرى قمرى است ، اصل او از نيشابور و از مشايخ و حافظان حديث خراسان است ، شرح حالش به تفصيل در تاريخ بغداد ، ص 248 ، ج 1 آمده است .