عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

110

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

مرگ خود گفت : بر من مگرييد كه از هنگامى كه مسلمان شدم به گناهى آلوده نشده‌ام او بر مرگ پيامبر ( ص ) بسيار گريست و در مرثيه آن حضرت اين ابيات را سرود . « اشك مىريزم و شب من بىپايان است ، آرى شب آن‌كس كه سوگوار است دراز و بىپايان است . گريستن با من همراهى مىكند و اين در مقابل سوگى كه به مسلمانان رسيده است اندك است . آرى ، شامگاهى كه گفته شد رسول خدا درگذشت ، سوگ ما سخت بزرگ و بىكرانه شد . سرزمين ما برهنه - تهى از نكويىها - شد و نزديك بود كرانه‌هاى آن بر ما واژگون شود . ما وحى و تنزيل پروردگار را كه جبريل بامداد و شامگاه مىآورد از دست داديم . و اين همان اندوهى است كه اگر جان مردم براى آن بيرون آمده باشد يا نزديك باشد كه بيرون آيد سزاوار است . پيامبرى كه با آنچه به او وحى مىشد و با گفتار خويش شك و ترديد را روشن مىساخت و از جان ما مىزدود . ما را راهنمايى مىفرمود و بر ما بيم گمراهى نبود كه پيامبر راهنماى ما بود . اى فاطمه ! اگر بىتابى كنى عذر تو پذيرفته است و اگر بىتابى نكنى همان راه درست است - راهى است كه همگان بايد برويم . آرامگاه پدر تو برترين و سالار همه آرامگاههاست كه در آن پيامبرى كه سرور همگان است آرميده است » . « 35 » 49 - هبيرة مخزومى و عبد اللّه بن زبعرى روز فتح مكه هبيرة بن ابى وهب مخزومى ، همسر ام هانى دختر ابو طالب ، و عبد اللّه بن

--> ( 35 ) . مطالب مربوط به اسلام آوردن ابو سفيان بن حارث و پايدارى او در جنگ حنين در دو بخش از مغازى واقدى يعنى فتح مكه و جنگ حنين صفحات 810 / 806 و 901 / 900 چاپ مارسدون جونز و 620 - 616 و 688 / 686 ترجمه آن به قلم اين بنده آمده است و تفاوتهاى اندك و كاستى و فزونىهاى نه‌چندان درخور توجه دارد . اشعارى را كه ابن قدامه آورده است ابن عبد البر در الاستيعاب در حاشيه الاصابة ابن حجر ، ص 85 ، ج 4 نقل كرده است ولى در مغازى واقدى و طبقات ابن سعد نيامده است ، نويرى هم آنها را در نهاية الارب نقل كرده است ؛ لطفا به ترجمه آن كتاب ، ص 258 ، ج 3 ، به قلم اين بنده ، تهران ، اميركبير ، 1365 ش مراجعه فرماييد .